خرید بک لینک

۲۱۱۳۲۲۸ضبط قطعه موسیقایی «یا محمد» به خوانندگی مانی رهنما یکشنبه سی ام خرداد ماه در استودیو پاپ به اتمام رسید.

مراحل ضبط قطعه «یا محمد» به خوانندگی و آهنگسازی مانی رهنما که از چندی پیش در استودیو پاپ آغاز شده بود، روز گذشته به اتمام رسید.

قطعه «یا محمد» با ترانه بابک صحرایی و خوانندگی مانی رهنما در حال و هوای جهان اسلام و دنیای پرآشوب و جنگ و همچنین در واکنش به هتک حرمت پیامبر مکرم اسلام(ص) تهیه شده و قرار است همزمان با عید سعید فطر در فرهنگ سرای اندیشه رونمایی شود.

تنظیم این قطعه را حبیب خزایی فر به تهیه کنندگی سجاد نوروزی بر عهده داشته است.

«یا محمد ترس من از دست های بسته است/ یا محمد وحشتم از قلب های خسته است» بخشی از ترانه «یا محمد» به ترانه سرایی بابک صحرایی و خوانندگی و آهنگسازی مانی رهنما است که تا عید سعید فطر در اختیار علاقمندان موسیقی قرار خواهد گرفت.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 18:24

۱۷۲۷۰۹۹ویژه برنامه «دعوت» جشنی بزرگ را با اجرای زنده سالار عقیلی به همراه گروه نوازندگانش برای اولین بار برگزار می کند.

ویژه برنامه «دعوت» شبکه یک در شب میلاد امام حسن مجتبی (ع) جشنی بزرگ را با حضور سالار عقیلی به همراه گروه کامل نوازندگان، صابر خراسانی مدیحه سرا و حمید گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون برپا می کند.

این برنامه تلویزیونی که با اجرای نیما کرمی و همسرش زینب زارع هر شب به صورت زنده روی آنتن می رود، امشب ۳۱ خرداد لحظاتی خاطره انگیز را برای اولین بار با اجرای سالار عقیلی به همراه گروه نوازندگان و همچنین قطعه سرایی صابر خراسانی شاعر اهل بیت (ع) رقم می زند.

تا کنون عباس جدیدی با اهدای مدال قهرمانی خود، فرهاد ظریف با هدیه کردن پیراهن تیم ملی والیبال، کامران تفتی با تقدیم آلبوم موسیقی اش و دیگر هنرمندان هر کدام با تقدیم هدیه ای به دعوت این برنامه جواب مثبت داده اند. در برنامه های گذشته شبنم مقدمی، گلاره عباسی، علی صالحی، کامران تفتی، فرهاد ظریف، رضا بنفشه خواه و عباس جدیدی مهمان دعوت شده اند و همکاران خود را به چالش دعوت فراخوانده اند.

در این برنامه هر کدام از مهمانان سه نفر دیگر از همکاران خود را به چالش «دعوت» برای انجام کار خیر دعوت می کند. برنامه «دعوت» با فضای مفرح و سرگرم کننده با گفتگوها و اجرای خوانندگان هر شب به مدت ۴۵ دقیقه مهمان خانه های مردم تا انتهای ماه مبارک رمضان است.

ویژه برنامه «دعوت» عنوان ویژه برنامه ای مشترک به تهیه کنندگی مشترک محمدجواد عبدالرحمانی و مجتبی کشاورز کاری از گروه اجتماعی شبکه یک سیما است که هر شب از ساعت ۳۲:۱۵ به صورت زنده از برج میلاد روی آنتن می رود.

همچنین در یکی از بخش های ثابت برنامه هر شب حجت الاسلام برمایی در گفتگو با مجریان برنامه نیما کرمی و زینب زارع در مورد ابعاد مختلف انجام کار خیر در ماه رحمت و تاثیرات آن در زندگی دنیوی و اخروی انسان سلسله مباحثی جذاب و کاربردی را برای مخاطبان مطرح می کنند.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 18:24

 فرامرز گرمرودی

فرامرز گرمرودی

فرامرز گرمرودی خواننده و نوازنده ایرانی همراه با ارکستر بزرگ ملی جمهوری آذربایجان قطعه چهل و دو دقیقه ای را آهنگسازی و اجرا می کند.

فرامرز گرمرودی خواننده و نوازنده پیشکسوت عود همراه با ارکستر بزرگ ملی جمهوری آذربایجان قطعه ای چهل و دو دقیقه ای را در دستگاه «همایون» آهنگسازی و اجرا خواهد کرد.

این قطعه بر اساس شعر «زمستان» زنده یاد مهدی اخوان ثالث در ۴۲ دقیقه آهنگسازی شده و طبق برنامه ریزی ها قرار بر این است توسط ارکستر بزرگ ملی آذربایجان اجرا شود. این در حالی است که رئوف عبدالله اف رهبری و تنظیم این قطعه را به عهده خواهد داشت.

مراحل ضبط نهایی این قطعه طی چند روز آینده در باکو به پایان خواهد رسید ضمن اینکه تولیدکنندگان اثر در ایران اقدامات لازم را جهت اخذ مجوز و انتشار آن در ایران انجام داده اند.

طبق برنامه ریزی انجام گرفته قطعاتی بر اساس اشتراکات موسیقی ردیفی ایران و موغامات آذربایجان با آهنگسازی و صدای گرمرودی و اجرای ارکستر ملی آذربایجان و تنظیم و رهبری ریوف عبدالله اوف انجام خواهد گرفت.

فرامرز گرمرودی از جمله هنرمندانی است که موسیقی دستگاهی ایرانی را در بخش آوازی نزد استاد اسماعیل مهرتاش آموخته و با الگوبرداری از استادانی چون مستوفیان، ظلی و شجریان به فعالیت خود در عرصه خوانندگی ادامه داده است. او در نوازندگی نیز ساز عود را از محضر استادانی چون منصور نریمان و حسین بهروزی نیا اموخته است. وی طی بیش از یک دهه ارتباط و فعالیت مشترک با هنرمندان کنسرواتوار ملی جمهوری آذربایجان به تحقیق و اجرا در حوزه موسیقی «موغامات» آذربایجان و و اشتراکات موسیقی دستگاهی ایران پرداخته است.

برگزاری کنسرت در کشورهای اتریش، ایتالیا، آلمان، آذربایجان، همراهی مستمر با ارکستر سمفونیک آذربایجان به رهبری رئوف عبدالله اف و تولید یک آلبوم موسیقی به نام «بلالی باش» با استاد رامیز قلی اف از جمله فعالیت های این هنرمند در عرصه موسیقی است.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 16:17

۱۶-۶-۲۰-۱۰۰۴۱۴۳۵۱۶۹۲۶۶۱۵۸_nadimi_-12عبدالجبار کاکایی معتقد است ترانههای تیتراژ برنامههای ماه مبارک رمضان ارتباط مستقیمی با مفاهیم این ماه ندارند.

این ترانهسرا درباره ترانههای تیتراژ برنامههای ماه مبارک رمضان اظهار کرد: ترانههای تیتراژ برنامههای ماه مبارک رمضان طرف و نسبتی با ماه رمضان ندارند. درواقع این ترانهها در خدمت ملودرام، عواطف و شخصیتهای فیلم هستند.

او در ادامه متذکر شد: ترانههای تیتراژ سریالهای ماه رمضان معمولا ارتباط مستقیمی با این ماه ندارند و حتی شاعران و ترانهسرایان گریزی میزنند تا تیتراژ فیلم به موضوع رمضان نزدیک نشود.

کاکایی با بیان اینکه «ترانههای مربوط به رمضان خیلی پایه تعلیمی، ارشاد و مذهبی ندارند»، بیان کرد: این ترانهها بیشتر بر اساس احساسات سروده میشوند و عموما آهنگساز وترانهسرا سعی میکنند به نوعی ظریف از کنار موضوع عبور کنند تا مفهوم رمضان خیلی غیرمستقیم گفته شود.

او در ادامه تصریح کرد: البته نه اینکه مردم نسبت به تعالیم دینی بدبین باشند، بلکه چون در این ماه حجم وسیعی از مفاهیم مربوط به رمضان تلویزیون را اشغال کرده و تمام روز به آنها پرداخته میشود، به طور طبیعی توقع اینکه ترانه تیتراژ همان موضوع را تکرار کند وجود ندارد.

این شاعر درباره پرداختن شاعران معاصر به ماه رمضان و مفاهیم آن اظهار کرد: ماه مبارک رمضان در اشعار معاصر با گذشته متفاوت است و امروزه مشخصا به ماه مبارک رمضان و موضوعات مذهبی کم پرداخته میشود. شاعران امروز – به استثنای شاعرانی که به اصطلاح شاعران اهل بیت (ع) و مذهبی خوانده میشوند – اغلب سراغ آموزش مذهبی نمیروند.

او با بیان اینکه «نگاه شاعران به ماه رمضان معمولا به صورت مفاهیم جزئی دیده میشود»، اضافه کرد: در صورتی که شاعر یک اثر اخلاقی و عرفانی با تاثیر از این ماه بسراید توجه دیده میشود، اما جریان کامل قابل تشخیص و اپیدمی وجود ندارد. تنها بسامد این اشعار در ماه مبارک رمضان کمی بالا میرود.

کاکایی درباره دامنه موضوعات ماه مبارک رمضان بیان کرد: برخی مناسبتها مربوط به ماه مبارک رمضان برجستگی خاصی دارند. از این دسته میتوان به شهادت امام علی (ع) و شب قدر اشاره کرد که بیشتر مد نظر شاعران امروز قرار گرفته است؛ مخصوصا شهادت امام علی (ع) بر تمام موضوعات دیگر غلبه دارد.

او با بیان اینکه «متاسفانه توجه به قرآن که عمود خیمه رمضان محسوب میشود، کم شده است»، متذکر شد: با توجه به اینکه متن و زمینه ماه مبارک رمضان قرآن است ولی متاسفانه توجه به مفاهیم قرآنی در اشعار شاعران امروز خیلی برجسته نیست.

این ترانهسرا ادامه داد: در شعر قدیم به مناسبتها، مناقب و ماهها بیشتر توجه میشد، اما در مقام قیاس با گذشته، در شعر امروز بهخصوص شعر جوان ۳۰ سال به بالا توجهی دیده نمیشود. جامعه توجه ویژهای به ماه شعبان، رمضان و رجب دارد، اما در شعر امروز این موضوعات بازتاب فراگیر ندارد.

او درباره توجه به شهادت امام علی (ع) در شعرها گفت: در شعر امروز به جزئیات این ماه مثل شهادت امام علی (ع) بیشتر توجه میشود. شاید بخشی به ایجاد انگیزه مربوط باشد؛ برگزاری جشنوارهها، توجه خاص و نوعا سفارشها در این حوزه بیشتر است. از دیگر سو ستودن شخصیت امام علی (ع) به عنوان شخصیت محوری در مذهب شیعه دلیل پرداختن به این موضوع است.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 16:17

Kaveh-Afagh-1کاوه آفاق علاوه بر اینکه یک خواننده و آهنگساز و ترانه سرای حوزه موسیقی راک است، در تئاتر و نقاشی هم دستی بر آتش دارد. نمایشگاه نقاشی به پا میکند و روی صحنه تئاتر به عرض اندام میپردازد. فعالیت در شاخههای مختلف هنری بهترین دلیل برای لقب «هنرمند مولف» در حوزه موسیقی برای این آرتیست میتواند باشد. موج «کاوه آفاق» در سالهای گذشته با قطعه «شال» شناخته شد. به تدریج با «اتاق آبی» همگانیتر شد و به مرور بیشتر مورد توجه قرار گرفت. سالهای زیادی را پشت در مجوز ماند ولی سال گذشته بالاخره آلبوم «با قرصها میرقصد» نخستین اثر رسمی او به بازار آمد و توانست مورد توجه دوستداران موسیقی قرار بگیرد. هر چند او با خواندن تیتراژ فیلم پرخبر «رخ دیوانه» با آهنگسازی و تاثیر قابل توجه «کارن همایونفر» توانست فعالیتهایش را زودتر از انتشار آلبومش رسمیت ببخشد. او به زودی در تهران روی صحنه خواهد رفت تا نخستین اجرای زنده خود را در برابر دوستدارانش برگزار کند. انتشار اولین آلبوم رسمی این خواننده «با قرص ها می رقصد» و نزدیکی کنسرت او در تهران بهترین بهانه برای گپ و گفتی تصویری با کاوه درباره این موارد و سالهای ممنوع الفعالیتی و حواشی اطرافش بود.

گزیده صحبت های این خواننده را می خوانید.

  • * رسمیت فعالیتها

در وهله اول اینکه شروع کار رسمی و مجاز من درایران از «رخ دیوانه» نبود. بلکه از جشنواره موسیقی مقاومت بود.
فرایند گزینش من به عنوان خواننده تیتراژ فیلم «رخ دیوانه» هم اینگونه بود که پس از سفارش موسیقی رخ به استاد کارن همایونفر، استادابوالحسن داوودی کارگردان اثر میخواهند که تیتراژ پایانی با اتمسفر اجتماعی و در فُرم راک و با یک خواننده مُشرف به این شیوه، ساخته شود. به پیشنهاد آقای فراز داوودی -دستیار و فرزند استاد- از میان خوانندگان این سبک من انتخاب و بلافاصله استاد همایونفر هم دست به کار ساخت موسیقی میشوند. در فاصله زمانی کوتاهی، اثری خوب و قابل توجه را ساختند. حضور در کنار این بزرگواران افتخاری برای من بود.

  • * حواشی جشنواره مقاومت

اسم جشنواره مقاومت، مقاومت است. نمیدانم چرا این واژه برای هواداران موسیقی کشور بار منفی پیدا کرده و واقعاً من هیچوقت درک نکردم که چه بر سر ما آمده که «مقاومت» بار منفی یافته و احتمالاً «تسلیم» الان دارای بار مثبت شده! مثلاً اگر نام جشنواره موسیقی تسلیم و بیقدرتی و وطنفروشی بود یعنی برخی روشنفکران دیگر دوست داشتند؟! واقعاً این روحیه غیر ناسیونالیستیای که بر ناخودآگاه جمعی بخشی از جامعه مدنی ما مستولی شده تاسف برانگیز است. به هر حال من به عنوان یکی از موزیسینهای میهنپرست مطرح هستم به گواه آن پرچمی که در دوران زیرزمینی بودن و در هر جای جهان همواره دستم بوده است. دقیقاً در دورانی که مجوز نمیخواستم و بسیار هم دلگیر از متصدیان وقت بودم. جشنواره مقاومت در هر کشوری یک جشنواره ملی است و مردمشان به خوانندههایی که در کارهای ملی شرکت میکنند و برای کشورشان کاری میکنند، اصولاً توهین نمیکنند. یک سری منتقدین خاص مقوله مجوز را توجیه حضور من دانستند. ما برای مقاومت در جشنواره مقاومت به روی صحنه رفتیم و رتبه نخست را دریافت کردیم و مجوز را هم چند سال پس از آن گرفتیم.

  • * راک و بی راک

من موسیقی خودم را یک راک صرف نمیدانم. مشخصه موسیقی من، بی سبک بودن آن است. من خودم را بیشتر کسی میدانم که دست خودش نیست ترانهاش خطور میکند و چون موسیقی میداند، پس آهنگ میسازد و آنرا میخواند و نواختن گیتار الکتریک بلد است. حالا شاید امروز راک بزند و فردا برود و تار یاد بگیرد و تار بزند. چون من بیشتر خودم را یک هنرمند میدانم که البته خیلیها خود را هنرمند دانستن را خودخواهی میدانند ولی من اینگونه نیستم. چون ریا کار و حسود نیستم. من ازکودکی تا حالا منبع درآمدی جز هنر نداشتهام. اگر هنرمند هم نباشم لااقل هنرور یا هنرپرداز هستم. شاید خیلی وقتها کارم راک نباشد و یکجور پاپ فاخر باشد. نمونه خارجی این گونه آهنگها، بسیاری از کارهای «کریس د برگ» است که راک نیستند ولی پاپ هم نیست. خیلی از بچهها هم هستند که در ایران راک کار میکنند که منصفانه بگویم کارها خوبند. البته مشکل اساسی برخی از آنهایی که راک صرف کار میکنند، خوانندگی بد است. آنهایی که یک مقدار ایرانیزه تر کار می کنند و قسمت راک آن را سبُک میکنند، مشکل اساسیشان موزیکِ نه چندان خوشبنیان است. هنرمندان خوب هم داریم که پیشکسوت هستند مثل هومن اژدری، رضا یزدانی، شهرام شعرباف و کاوه یغمایی که خوب کار کردهاند.

  • * جدایی از THE WAYS

خوشحال نیستم که جدا شدم. علتش هم این است که ناراحت هستم که چرا بچههای گروه را تعویض یا مجبور به رشد نکردم. چون خودشان هم میدانند ما قراردادی نوشتیم که با ایمان آن را تهیه کرده بودیم و متنش هم دست من هست. ۱۰ صفحه ورق کلاسور بود. در روزهای اول نوشتیم و به خط ایمان و خود من است. ایمان هم احتمالاً یک نسخه دارد. بچهها تا جایی کمک میکردند ولی به هر حال شغلهای دیگر داشتند و نمیتوانستند تمام وقت کار کنند. فقط من کارم موسیقی بود.

آهنگ «اتاق آبی» را من و «پویا ثابتی» کار کردیم. یعنی اگر از بچههای گروه بپرسی حتی یک آکوردش را نمیدانند چیست. آهنگ «شال» را من و «آرین نایینی» کار کردیم. باس «اتاق آبی» را پویا زد و باس «شال» را هم آرین. آهنگ «زمین» را هم همینجور و آهنگ «خواب بازی»، «شهر من کو»، «قصه زیرزمین» و خیلی دیگر را حتی گیتار باس را هم من زدم. یعنی گروهی در کار نیست.

شما موزیک ویدیوی «اتاق آبی» یا «قصه زیرزمین» یا «خواب بازی» یا «شهر من کو»ی قدیمی را ببینید که نوازنده باس دستش روی آکوردهای دیگری است و آهنگی که پخش میشود هارمونی و ریتم دیگری دارد و درام هم بسیاری مواقع چیز دیگری میزند. چون خودشان بندههای خدا اصلاً در این آثار اصلی و معروف گروه که همگی هم ساخته من بود، در جریان تولید نبودهاند. بیس را من میزدم، درام را آراد و پویا ثابتی کار میکردند. گیتارش را من می زدم، علیرضا نسبتاً بیشتر میآمد و برای پیانو و نرمافزارها خیلی وقت میگذاشت. ایمان که بنده خدا درامر بود و کاری نمیتوانست بکند؛ چون درامها نرم افزاری بود.

آن موقع ما در مشهد دانشجو بودیم و حامد تهران بود. هر کس به من میرسید در گوش من میگفت: «جدا شو، جدا شو، اینها تو را حرام میکنند… تو خبر نداری. تو یک روزی روی استیج میروی. اینها عاشق نیستند و برای شهرت آمدهاند و آخر هم آبروی تو را میبرند…» که البته هم بُردند و… الان نمیدانم سطح کاریشان به چه شکل شده و هنوز هم تمرین میکنند یا نه. ولی کلاً از تصمیمم راضی نیستم که جدا شدم. باید خیلی ها را تعویض میکردیم. هر کس که موسیقیدان بود میماند و هرکس که موسیقیشناس بود اما موسیقی نمیدانست را اخراج میکردیم. متاسفانه من دلم نیامد و چون به کار خودم اعتماد داشتم، خواستم دلشان را نشکنم و به جای آنکه آنها بروند، من گفتم گروهم و اسمش و آرم و شعایر و آهنگهام و همه مال شما، فقط دیگر همدیگر را نبینیم. من از حجمِ کارِ دستتنها مریض روحی شدم. البته این اواخر پدرام خیلی کمک میکرد، اما حضور سه نفر دیگر صفر بود.

  • * آلبوم

سر راه هر هنرمندی ده ها و صدها آدم قرار میگیرد. یک سری از او دزدی میکنند. یکسری کارش، آهنگش، شخصیتش، گروهش یا زندگیاش را میدزدند. یک سری هم پولش را میدزدند. من با تهیه کنندههایی کار کردهام که یکی پس از اینکه باهم صحبت کردیم ناپدید شد و اصلاً نمیدانم الان کجا است. یکی دیگر بنده خدا در جهان دیگری بود و تکلیفش با خودش هم روشن نبود و حتی دوست خوب خودم هست و اسمش را نمیتوانم بگویم. تهیهکننده دیگری بود که با او قرارداد بستم و بیشک هدفش پاک نبود و میتوانم بگویم بیشتر اخاذی بود. من از همه اینها گذشتم و حتی هزینههای بسیاری را هم دادم که از نظر ارقام مالی هم نجومی است و به بالای چندصد میلیون میرسد. این پول ها دائماً رد و بدل میشد و من میدیدم که این وسط فقط به من پولی میدهند و دوبرابرش را از من میگیرند. به هرحال دزدان زیادی به من زدند ولی کار من همیشه جنگیدن بوده و تا انتها تحمل کردم.

  • * کاوه یغمایی

واقعا چیزی ندارم که در موردش بگویم. چون کمتر از بقیه بچهها او را از نزدیک میشناسم. ولی تا جایی که از او به خاطر دارم، نوازنده بسیار بسیار خوبی است. تنها چیزی که در مورد کاوه میتوانم بگویم این است که انسان بسیار ساده، وارسته و خوب و نوازنده عالیای است ولی سبک خواندن ایشان متفاوت با سلیقه شنیداری من است.

  • * شهرام شعرباف؛ اوهام

شهرام شعرباف یک تکنسین بینظیر موسیقی راک است و خوب هم چَم و خَم کار را میشناسد. به نظر من، همه بچههای نسل جدید موسیقی مدیون شهرام شعرباف هستیم، چون او اولین کسی بود که این موج را راه انداخت و خیلیها دیدند که میشود در سبک راک هم آلبوم داد. برخلاف تصور عدهای که نام استاد «کوروش یغمایی» را در این زمینه مطرح میکنند، من معتقدم اولین کسی که باعث شد یک موج در جوانانی که راک کار میکردند راه بیفتد، شهرام شعرباف بود.

  • * و «رضا یزدانی»…

این را بگذار طولانی بگویم. چون به نظرم خیلی مهم است. خیلیها همیشه من و رضا یزدانی را جلوی هم قرار دادهاند و میگویند علت اینکه تو مجوز نگرفتی این بوده که رضا یزدانی پشت سرت حرف زده است! یا «علی اوجی» با تو دوست بوده و بعداً قهر کرده و خیلی حرفهای بیبنیه اینچنینی. من همه اینها را بعید میدانم که اینگونه باشد. رضا هم مثل من هزاران گرفتاری خاص خودش را دارد و من تا حالا در این فضاها او را ندیدهام. علی هم تا جایی که من میشناسم آدم بیمعرفتی نیست و چیزهای دیگر را به هر حال خدا میداند. وقتی همه یک صنف دور همدیگر جمع باشند، مثلاً در خیابان جمهوری میگویند موبایلسازها و همه به آن جا میروند، خیلی وضعشان بهتر میشود به قول اقتصاددانها صرفه در تجمع است. در یک سبک اگر همه هماندیش باشند و کنار هم مغازههایشان را باز کنند، خروجی همه بهتر میشود. یعنی اگر کسی کمی سواد داشته باشد و به علوم انسانی واقف باشد میداند که هرچقدر خوانندههای راک بیشتر همدیگر را حمایت کنند و با هم باشند و کار مشترک بدهند، این موسیقی فاخرتر از پیش شده و بهتر جا میافتد. حتی پولدارترهم میشوند و کارشان عمومیتر میشود.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 16:17

۲۱۱۲۷۵۱اولین نشست رسانه ای سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار در حالی برگزار شد که محمدرضا درویشی پژوهشگر موسیقی نواحی، دبیر علمی جدید این رویداد موسیقایی را معرفی کرد.

اولین نشست رسانه ای سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار در حالی برگزار شد که محمدرضا درویشی دبیر علمی دو دوره قبل ضمن ارایه گزارشی از روند برگزاری دوره های پیشین، مریم قره سو را به عنوان دبیر علمی جدید سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار معرفی کرد.

تداخل فعالیت ها مانع حضورم در دوره سوم شد

محمدرضا درویشی در ابتدای این نشست که یکشنبه سی ام خرداد ماه با حضور تعدادی از اهالی رسانه در محل کافه نزدیک تهران برگزار شد با اشاره به دلایل عدم حضور خود در این دوره بیان کرد: به علت مشغله فراوانی که در حوزه موسیقی و تداخل مسئولیت های شخصی خود در امر آهنگسازی و تحقیقات موسیقی دارم و همچنین ایمان باطنی و قوی خودم به جوان ها به ویژه موسیقیدان های جوان و البته اصل تقسیم کار و سپردن امور به دست متخصصان عالی تر و جوان تر، دکتر مریم قره سو را به عنوان دبیر علمی سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار معرفی می کنم و بنده از این پس به عنوان مشاور کل جشنواره و مشاور ستون اصلی جشنواره یعنی جناب علی مغازه ای در خدمت شما خواهم بود.

وی ادامه داد: خانم قره سو از شاگردان قدیمی بنده در سال های دور هستند که امروز استاد من شده اند و بسیار خوشحالم که این دوره از فستیوال با مدیریت احسان رسول اف و مدیریت هنری و اجرایی علی مغازه ای و حضور خانم قره سو می تواند به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای موسیقی کشور که توسط بخش خصوصی اجرا می شود به مردم معرفی شود. به طور حتم از نظر من این فستیوال مهم ترین و بهترین فستیوال موسیقی در کشور پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که توسط بخش خصوصی برگزار می شود.

وقتی همه چیز درهم برهم شد، انصراف دادم

این پژوهشگر موسیقی نواحی افزود: بنده در چند دوره دبیری جشنواره موسیقی نواحی کرمان را به عهده داشتم اما متاسفانه بعد از مدتی دیدم که همه چیز درهم و برهم شد و فضا به سمتی هدایت شد که من از دبیری این جشنواره دولتی انصراف دهم. من حتم دارم که دوره هایی که بنده به عنوان دبیر جشنواره حضور داشتم همه چیز در حد توان به بهترین شکل ممکن برگزار شد و فضای کار در یک سطحی قرار داشت که من نمی توانستم زیر آن سطح باقی بمانم اما وقتی دیدم فضای موجود زیر سطحی است که من به آن اهمیت دادم از دبیری این رویداد انصراف دادم. اما حالا که می بینم فضای کار در فستیوال موسیقی نواحی آینه دار به گونه ای است که همه چیز مبتنی بر ارایه کار با کیفیت است بنابراین نهایت تلاش خود را انجام دادم که در این رویداد هنری همه چیز به بهترین شکل اجرا شود.

درویشی در ادامه صحبت های خود با انتقاد از جشنواره های دولتی موسیقی نواحی تصریح کرد: چندی پیش بنده به عنوان مدیر بخش موسیقی نواحی جشنواره موسیقی جوان معرفی شدم اما همان طور که می بینید تا به امروزی که من با شما صحبت می کنم هیچ خبری از این جشنواره نیست و من از شما اهالی رسانه می خواهم بروید و به داد این جشنواره برسید که سرش به زیر آب رفته است. البته باید به این نکته هم اشاره کنم که دولت تنها نباید پیگیر ماجراهای مربوط به جشنواره موسیقی جوان باشد چرا که آنها انگیزه می خواهند، انگیزه هم به دست نمی آید مگر با فراهم شدن پول و امکانات بودجه ای که متاسفانه به نظر می آید در این برهه نقطه ضعف های زیادی وجود دارد.

چرا هیچکس پاسخ من را نمی دهد ؟

مشاور عالی سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار گفت: سوال من این است که چرا مسئولان دیگر به جشنواره هایی چون موسیقی جوان اهمیت نمی دهند؟ چرا هرچه من به آنها نامه می دهم کسی پاسخگوی من نیست؟ چرا وقتی در برخی از رسانه ها مصاحبه های چند ساعته می کنم این مصاحبه ها منتشر نمی شود؟ اینها فقط بخشی از مشکلات موجود در موسیقی نواحی است که بارها به آن اشاره کرده ام اما کسی به این حرف ها گوش نمی کند. به هر حال امروز بسیار خوشحالم که فستیوال موسیقی نواحی آینه دار به عنوان یک فستیوال مرتبط با بخش خصوصی این چنین عملکرد خوبی داشته و توانسته میان اهالی و علاقه مندان موسیقی نواحی مورد توجه قرار بگیرد.

نحوه انتخاب دبیر علمی جدید

علی مغازه ای مدیر هنری و اجرایی سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار نیز در این نشست بیان کرد: زمستان سال گذشته بود که با آقای درویشی پیرامون نحوه برگزاری سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار مذاکراتی را انجام دادیم و بنده با توجه به مواردی که آقای درویشی درباره عدم حضورشان اینجا مطرح کردند، خانم دکتر قره سو را برای دبیری علمی فستیوال پیشنهاد دادم که با توجه به ارتباط حرفه ای و کاری که استاد درویشی با این پژوهشگر موسیقی نواحی داشت با کمال میل پذیرفت که در این دوره ما در خدمت خانم قره سو باشیم گرچه همه ما می دانیم استاد درویشی بزرگ همه ما در عرصه موسیقی نواحی هستند که ما همواره از راهنمایی ها و مشاوره وی در این دوره نیز استفاده کافی را خواهیم برد.

مدیر هنری و اجرایی سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار در بخش دیگری از صحبت های خود گفت: رویکرد اصلی ما در دوره سوم فستیوال موسیقی نواحی آینه دار توجه و تمرکز به حوزه موسیقی منطقه زاگرس میانی از جمله استان های ایلام، لرستان، چارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، ایل قشقایی و بخش هایی از استان فارس است که به طور حتم در این زمینه برنامه های جالب توجهی را تدارک دیده ایم که در نشست رسانه ای فستیوال اعلام رسمی خواهد شد.

خبرهای خوشی در راه است

مریم قره سو دبیر علمی سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار نیز در این نشست خبری با تقدیر از محمدرضا درویشی برای همراهی با این دوره از فستیوال توضیح داد: موسیقی نواحی ایران در وضعیت بحرانی به سر می برد و از آنجا که فرهنگ بخشی از هویت ماست بنابراین باید دنبال راه هایی باشیم که بتوانیم با موسیقی نواحی، بخش هویتی خود را حفظ کنیم و به اعتقاد من فستیوال موسیقی نواحی آینه دار می تواند یکی از بهترین راه ها برای حفظ این هویت باشد. فستیوال موسیقی نواحی آینه دار تلاش می کند به بهترین شکل ممکن موسیقی نواحی را به مخاطبان معرفی کند که در این راه هدف مندی تخصصی، برنامه ریزی دراز مدت و پایبندی به اصالت و حرمت بزرگان این عرصه از جمله اهداف عالی ماست و من امیدوارم بتوانم این اهداف را دنبال کنم.

وی ادامه داد: یکی از ویژگی های فستیوال موسیقی نواحی آینه دار نحوه انتخاب آثار برای حضور در بخش نهایی است که علی مغازه ای در هر دوره با سفر به مناطق مورد نظر جشنواره کارها را می بیند و بعد نسبت به انتخاب آنها اقدام می کند. بنابراین همین که با یک تلفن از پایتخت گروهی از شهرستان برای اجرا در تهران دعوت نمی شود به خودی خود می تواند فضای ارزشمندی باشد که بار هنری فستیوال را نیز افزایش می دهد. به هر ترتیب ما می خواهیم فستیوال موسیقی نواحی آینه دار را با کمک عزیزانی چون محمدرضا درویشی، احسان رسول اف و علی مغازه ای گسترش دهیم و امیدوارم با آسیب شناسی ها و اضافه کردن بخش پژوهشی به گسترده کردن آن کمک لازم را انجام دهیم.

دبیر علمی سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار بیان کرد: به طور حتم برای برگزاری سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار خبرهای خوبی داریم که در فرصت برگزاری نشست رسانه ای بعدی جزییات برنامه ها را اعلام خواهیم کرد.

در پایان این نشست از طرف ستاد برگزاری سومین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار قیچک سیستانی به استاد محمد رضا درویشی اهدا شد.

عکس: مونا صدر

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 14:02

عکس از محمدرضا شیرمحمدی

عکس از محمدرضا شیرمحمدی

Bita Yariموسیقی ایرانیان – بی تا یاری: کمتر پیش میu2009آید که بتوان با کیهان کلهر، آهنگساز، نوازنده صاحب سبک و پرآوازه کمانچه، رو در رو نشست و گفتوگو کرد. چراکه این موزیسین شناخته شده بینالمللی سوای سکونت در امریکا، علاقه چندانی به مصاحبه ندارد و خلاف جریان حاضر موسیقی ایران بیشتر ترجیح میدهد به جای کلام، هنرش صحبت کند، همچنانکه در ۹ شب اجرا در تهران همگان را به تحسین واداشت؛ هر روز که میگذرد بیشتر نبوغ او در نوازندگی کمانچه نمایان میشود و تحسین اهل هنر را همراه میکند. حرفهایی که در این گفتوگو آمده را کاملاً متفاوت با گفتوگوهایی میبینم که تاکنون با موزیسینها داشتهام چرا که جنس تفکر کلهر دور از دردهای شخصی و منیت است و برای موسیقی و درباره موسیقی سخن میگوید.

اهل هیچ ادعایی نیست و اگر کمتر گفتوگو میکند برای این است که حرفu2009های شخصی را قابل طرح در رسانه نمیداند و معتقد است منافع جمعی اهالی موسیقی بر شهرت موزیسین ارحج است. البته دیدگاه کلهر درباره مسائل صنفی نشان از آشنایی قوی او با مسائل صنفی و دردهای جامعه موسیقی دارد که کمتر از دهان یک هنرمند تراز اول موسیقی بیان شده است.با اینکه هنرمندی صاحب سبک، تراز اول، مشهور و مطرح در موسیقی ایرانی و چهرهای شناخته شده است اما مرعوب اصطلاحاتی چون «ورلد میوزیک» نیست و تعبیر بسیار دقیق و هوشمندانهای از نوآوری و جهانی بودن دارد که همین تفکرات او را از دیگر موزیسینها مجزا میسازد. با آنکه موسیقیدانی است که آوازه هنرش مرزهای جغرافیایی را درنوردیده، اما در کلام او ذرهای خودبزرگ بینی و نخوت وجود ندارد و از این روست که وقتی درباره مسائل صنفی یا نوآوری در موسیقی ایرانی صحبت میکند حرف هایش شعار تعبیر نمیشود بلکه بسیار قابل تأمل است که امیدوارم این روحیه در جامعه موسیقی فراگیر شود.

نوازنده شاه کمان بخوبی ریشههای افول موسیقی ایرانی را میشناسد و آنالیز میکند. و این امر تنها از عهده موزیسینی چون کلهر بر میآید چراکه ضمن اشراف کامل به ریشهها ،پیشرو در موسیقی ایرانی نیز محسوب میشود. آنچه در ادامه میu2009خوانید، متن کامل گفتu2009وگو با استاد کیهان کلهر است.

*بعد از اینکه سال گذشته به کنسرت شما با گروه «بروکلین رایدرز» اجازه اجرای برنامه داده نشد، امسال شاهد اجرای برنامه شما در تهران و برخی شهرستانها بودیم؛ ماجرای سال گذشته چه بود؟
ویزای همکارانم صادر شد، وزارت خارجه مشکلی در اینu2009باره نداشت اما پلیس اماکن/امنیت مخالفت کرد و اجازه کنسرت به ما نداد.

*آیا اکنون شرایط برای برگزاری کنسرت تسهیل شده است که شاهد اجرای برنامهu2009های شما بودیم؟
طبیعتاً خودم و مردم را که نمی توانم تنبیه کنم. بالاخره این وضعیت پیش آمده که اقلیتی در امور هستند اما اکثریت مردم همانند آنها فکر نمی کنند. در آن شرایط عصبانی و ناامید بودم چراکه آن زمان برنامه ریزی هایمان را کرده بودیم و علی رغم مشغله فراوان هرکدام از اعضا، توانسته بودیم تنها همان چند روز را پیدا کنیم. حتی دو نفر از اعضا آنقدر برنامه ریزیهای فشرده داشتند که باید بعد از کنسرت بلافاصله به فرودگاه می رفتند تا به برنامه دیگر برسند.

همه اعضا هیجان زده از حضور در ایران و بسیار علاقهمند بودند. چرا که همگی اعضای گروه جاده ابریشم هستند و با هم ارتباط داریم و درباره این مسائل نیز صحبت می کنیم. ما تصمیم داشتیم که با آمدن این چند نفر قدمی در جهت حضور همه اعضای گروه جاده ابریشم برای کنسرت در ایران برداریم که متأسفانه انجام نشد؛

ضمناً فراموش نکنیم که با کنسرت گذار، قرارداد برای اجرای کنسرت داشتم و در این یکسال نیز از نظر اخلاقی به قرارداد پایبند بودم. او هم اصرار داشت که بیایم کنسرت بدهم و ناملایمات باعث نشود که اجرا نداشته باشم. می دانیم که تقصیر وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی و وزارت خارجه نبود.

*آیا نهادی نباید از حق شما دفاع میu2009کرد؟
هیچ توقع و انتظاری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ندارم اما در صورتیکه یک واحد صنفی فعال در زمینه کار ما وجود داشت وظیفه واحد صنفی بود که پشت سرما بایستد. اما متأسفانه ما تشکل صنفی فعال نیز نداریم که از حقوق مان دفاع کند. وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیست از بنده یا امثال بنده دفاع کند. به هر حال اکنون وضعیت ما اینگونه است و باید صبر کنیم تا چنین تشکلی برقرار شود. البته حقوق ما مدام در حیطه مسائل مختلف نادیده گرفته می شود و فقط این موضوع نیست. مشکلات مختلفی داریم که این مسأله کوچکترین آنهاست و باید به آنها بپردازیم که اگر تشکل صنفی داشتیم طبیعتاً توقعم بود که حمایت کنند. اگر هم تشکلی باشد باید تنها از حقوق صنفی دفاع کند و نه از یک موزیسین خاص. باید برای دفاع از حقوق صنفی موزیسینها تشکیل شده باشد نه از شخص خاصی مثل من دفاع کند. البته تنها توقعی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در چنین شرایطی هست این است که محافظ مجوزی که صادر کرده است باشد. و به گونهای ضمانت اجرایی آن را فراهم آورده باشد.

خوشبختانه به نظر می رسد بعد از کنسرت اخیرم که در نیشابور لغو شد، بارقه ها و جرقه های جدیدی زده شده است که نه لزوماً بهعنوان پشتیبانی از شخص بنده (چرا که من هم یک عضو جامعه موسیقی هستم و نه بیشتر) اما اعتراضات بسیار خوب و گسترده ای راجع به کنسل شدن کنسرتها از همه طرف انجام شد. حتی وزیر فرهنگ و ارشاداسلامی، معاونت هنری، خانه موسیقی و هنرمندان همگی نامه نوشتند و اعتراض کردند که خوشبختانه فقط بنده در مرکز این نامه ها نبودم که این حرکت خوب و دلگرم کننده ای است که باید ادامه پیدا کند.

متأسفانه در این ۳۰-۲۰ سال اخیر همه دنبال برخورد و نتیجه گیری شخصی بوده ایم؛ مخصوصاً کسانیکه پیشکسوت جامعه هنری هستند و نام بزرگتری دارند. البته اگر موزیسینی شناخته شدهتر است باید منافع خودش را بر جمع ارجح نداند. درست است که روی صحنه او از همه بالاتر است اما در پایین صحنه، او هم مثل بقیه جامعه موسیقی است و فرقی با دیگران ندارد. باید برخوردها فارغ از جایگاه و سمت هنری افراد باشد و تنها حقوق صنفی محترم دانسته شود.

به طور مثال اگر موزیسینهای جوان یا حتی گروههای پاپ، در برخی جاها امکان برگزاری کنسرت پیدا نمی کنند اما به بنده یا دیگر مجریان موسیقی ایرانی اجازه برگزاری کنسرت در همان شهر را بدهند، سکوت درباره این اجحاف و تبعیض رفتار درستی نیست؛ چرا که همگی حقوق یکسانی داریم حتی با هنرجویی که امروز در کلاس موسیقی ثبتنام کرده و ممکن است از فعالان موسیقی فردا باشد؛ چونu2009که حقوق همه ما در جایی به نام جامعه موسیقی با هم تلاقی دارد و برای نهاد صنفی، همه موزیسین ها دارای یک اعتبارند. در ارگان صنفی از بالاترین عضو تا پایین ترین عضو، همگی حقوق یکسانی دارند و لزوماً موزیسینی مهم تر از دیگری نیست و مسأله صنف اهمیت دارد نه شخص. متأسفانه تا به حال تمام برخوردها شخصی بوده و باید سعی کنیم که جامعه موسیقی برای کل صنف یکسان برخورد کند.

*خانه موسیقی چنین ادعایی دارد و خود را صنفی قلمداد می کند.
عضو خانه موسیقی نیستم!

*اما حق و حقوق اولیه یک موزیسین و دفاع از آن لازم ندارد که حتماً موزیسین عضو خانه موسیقی باشد.
از چگونگی اهداف و فعالیت های آنها سر درنمی آورم و محل بحث بنده هم نیستند.

*عواقب لغو کنسرتها و برخوردهای شخصی را چگونه ارزیابی می کنید؟
در ۲سال گذشته که ۶ کنسرتم لغو شده و طبیعتاً کسی از نظر احساسی، عاطفی، هدر رفتن زمان ویا جوانب مالی پاسخگوی بنده، مخاطبان و برنامه ریزان نبوده و نیست؛ اما شاید بتوانم در جاهای دیگر کنسرت بدهم و قسمتی از ضررها را به نحوی جبران کنم؛ اما اگر کنسرت نوازنده های جوان که با سختی، یک برنامه در سال آماده می کنند؛ براحتی لغو شود، نمی توانند آن را جبران کنند و این تهدید همواره هست که آنها دلزده شده و برای همیشه از موسیقی کنار بکشند.

*برگردیم به سؤال اول آیا تنها به دلیل اینکه نخواستید مردم متضرر شوند یا از موسیقی محروم باشند و همچنین مسأله تعهد اخلاقی شما به کنسرت گذارتان باعث شد دوباره کنسرتی بگذارید؟
بله. چون در موسیقی فعالم، توقعاتی از بنده وجود دارد. هرچند زیاد سفر می کنم و در نقاط مختلف دنیا کنسرت می دهم اما لازم به گفتن نیست که ساز زدن در ایران برایم حال و هوای متفاوتی دارد. هرگز فراموش نمی کنم وقتی ۶ سال پیش با گروهم در ایران کنسرت دادم چه فضایی حاکم بود. بعد از یکسری جریانات و ناملایماتی که به مردم رفته بود، این ضرورت حس می شد که مردم را با موسیقی در آغوش بکشم. تنها دلیلم نه موسیقی بلکه دیدار بود؛ اکنون هم دلیلم همین است. گاهی لازم است دیدار را برای هر دو طرف (مردم و من) به وجود بیاوریم. البته اینکه موضعم درباره کنسرت دادن چیست، با این موضوع فرق دارد. مسلم است که علاقهمندم در کشورم کنسرت بدهم؛ اما با اینکه خود را با شرایط وفق داده، صحبتها را تحمل کنیم یا اینکه آیا اصلاً کنسرت دادن با این شرایط شایسته من و امثال من هست یا نیست، از اساس مسألهای جداست. تکرار می کنم توقعی از کسی ندارم و هرگز نداشتم. موزیسین مستقلی هستم؛ احتیاج به رابطه ای با هیچ ارگانی نداشته و ندارم.

*اخیراً با یک تریو جز هلندی کار می کنید، چطور شد که سراغ همنشینی با جز رفتید؟
نقش موزیسین مدرن با قدیمی بسیار متفاوت شده؛ مخصوصاً برای کسی که در ایران زندگی نمی کند و می خواهد با اطرافش نیز ارتباط بگیرد این همنشینی اجتنابناپذیر است. اوضاع فرق کرده و دنیا به علت مواهب تکنولوژی (موبایل و فکس، شبکههای اجتماعی) که همه را به آسانی و درلحظه با هم مرتبط کرده، محل کوچکی شده است، خیلی نمی شود دور از یکدیگر بود. حتی جوانان ما آثار آنها را می بینند و تقلید می کنند؛ به هر حال مردم این دنیا از هم تأثیر می گیرند و این یک واقعیت است.

از زمانی که که در ۲۳-۲۲ سال پیش با شجاعت حسین خان شروع کردم این همنشینی عامل یکسری پیشرفتها هم برای من هم برای موسیقی ایرانی شد. و باعث شده موسیقی ایرانی بین شنونده هایی برود که تا به حال نرفته و هدف همین است.

*منظور از پیشرفت، در اجرای صحنه ای بود که به جاهای نرفته بروید یا اینکه یک اتفاقی در موسیقی ایرانی بیفتد؟
این مسأله مد نظرم نیست. چون نه می خواهم و نه قادرم که موسیقی ایرانی را تغییر بدهم. و از طرفی فکر میکنم موسیقی ایرانی به هیچگونه تغییری احتیاج ندارد. اما اجرای صحنه ای رشته ای است که بسیاری آن را ادامه می دهند و منظورم درباره مخاطبی بود که تا به حال دسترسی به موسیقی ایرانی نداشته و با آن آشنا نیست، از اینرو هنگامی که مخاطب، موزیسین ایرانی را می بیند که در چارچوب فرهنگ او همراه شده، دلیلی خواهدبود تا بعداً موسیقی ایرانی را هم گوش کند. از اینرو هدفم تغییر موسیقی ایرانی نیست چرا که خواسته، وظیفه و اندازه من نیست. دوست دارم ساز بزنم و در آن زندگی کنم. اگر در کاری که می کنم چیزی به وجود بیاید که هم خوشایند خودم، هم دیگری و هم مخاطبی که به کنسرت میu2009آید باشد، آن وقت چیزی ساخته می شود و رشته ای پیدا می شود که خوشایند بقیه نیز باشد و موزیسینها هم آن را ادامه بدهند. این حالت بهترین وجه است برای آنهایی که فرهنگ موسیقی ما را نمی شناسند به کنسرت بیایند چرا که آنوقت می توان این فرهنگ و این نوع موسیقی را به درون آنها نیز برد.

*معمولاً آنها که ادعای تغییر و نوآوری دارند تنها به تخریب دست پیدا می کنند...
شاید در مواردی اینطور باشد. آنچه اهمیت دارد این است که تغییر یا نوآوری آخرین سطح دانش است. نوآوری بالاترین درجه هنر یا هر وجودی است. به طور مثال هنگام گرفتن مدرک دکترا تز می نویسید و همان نوآوری شماست که سال های زیادی (تقریباً ۲۰ سال) برای آن تحصیلu2009کرده u2009اید و مدت طولانی تحصیل راپشت سر گذاشته اید، این تز، نظر شماست. یعنی در مرحله نوآوری تمام مدارج را، قبلاً طی می کنید و بعد اجازه دارید از خودتان نظری نوآورانه بدهید. که البته در موسیقی ما مراحل نوآوری برعکس شده است یعنی اول تز می دهند و بعد به دنبال یادگرفتن موسیقی هستند. هر چه بیشتر بدانید کمتر نظر می دهید چون به نادانسته های زیاد خود بهتر اشراف پیدا می کنید و دقیق متوجه می شوید که چقدر کم می دانید.

*اما بسیاری از نوازندگان جوان موسیقی سنتی، از آثار غالباً آمیخته با پاپ، به عنوان موسیقی امروز ایران دم می زنند.

تازه واردها در موسیقی سنتی که برخی از آنها بنا به جریاناتی وارد آن شده اند و موسیقی نیمه پاپ را به عنوان موسیقی ایرانی اجرا می کنند (که اقبال هم دارد)، برای فراگرفتن ریشه ای موسیقی و به دست آوردن این جایگاه زحمت نکشیده و شاید در برخی موارد تنها اسمی را تصاحب کرده اند، از اینرو مدام در حال جابهجایی از یک سو به سوی دیگرند. چون که پیشینه ای ندارند. اگر زحمت کشیده و با دست خود، هنرشان را بسازند هرگز آن را خراب نخواهند کرد. موزیسینی که پیشینه ای ندارد مدام درحال تغییر است و بیشتر در سطح سیر می کند. و بعضاً ادعای نوآوری دارند و می گویند این موسیقی ای که ارائه می دهند موسیقی نوی ایران است. در صورتی که اساساً این نوع موسیقی، دیگر موسیقی ایرانی نیست و پاپ محسوب میشود. اما در برخی موارد به دلیل استفاده از سازهای ایرانی این اشتباه را برای خود نیز به وجود آوردهاند که در حیطه موسیقی ایرانی کار میکنند اما اساساً موسیقی پاپ یا نیمه پاپ ربطی به موسیقی ایرانی ندارد. این هرج و مرج امروزه وجود دارد و بیشتر به دلیل آن است که اینها سابقه ای ندارند بنابراین براحتی و برای به دست آوردن یک تریبون خاص، ادعای نوآوری یا ادعای نوین و متفاوت بودن را دارند.

*نوین هم؟!
موسیقی نوین نداریم. موسیقی چه در ایران و چه در سایر فرهنگهای موسیقی جهان وابسته به یک سنت است که آن سنت نفس می کشد و تغییر می کند. موسیقی صد سال پیش، موسیقی امروز نیست و موسیقی هم بنا بر مقتضیات اجتماعی و طرز زندگی مردم آن، تغییر کرده. همانu2009گونه که در موسیقی ما، علی اکبرخان شهنازی و درویش خان شبیه میرزاحسینقلی ساز نمی زدند و نی داوود و فخام الدوله بهزادی شبیه درویش ساز نمی زدند. و شاگردان آنها نیز که استادان امروز موسیقی ایرانی هستند شبیه آنها ساز نمیزنند.

این تکامل و تغییر در اثر دانش و ممارست به وجود آمده و ریشه در سنت دارد. سنت در موسیقی همانند زنجیری است که تمام حلقههای آن به هم متصلند. از اینرو وقتی حتی اگر متفاوت ساز بنوازید نیز مشخص است که کدام حلقه این زنجیر پیش از شما بوده و حلقه منطقی بعد از شما چه خواهد بود.

موسیقی تغییر می کند اما باید وابسته به ریشه باشد و ریشه کار هم مشخص است. اگر آن ریشه وجود نداشته نباشد همین که دست به ساز ببرید مشخص می شود که آیا به ان زنجیره متصل هستید یا خیر. به همین دلیل ریشه لازم است. وقتی تاریخ و گذشتهمان را نمی دانیم کسی از ما توقع ندارد و مهم تر از آن نمی پذیرد که بخواهیم نوآوری کنیم.

اصولاً مهم ترین مسأله که شاید مربوط به بحث نوگرایی هم باشد تداوم در موسیقی است. ادامه دادن موسیقی مهم است. «استاد موسیقی» یعنی موزیسینی که حداقل چندین دهه در حوزه یک موسیقی خاص کار کرده و همه در مملکتش و دنیا برای او احترام قائلند. چراکه اغلب این استادان نابغه بوده و از ۳-۴ سالگی موسیقی را فراگرفته اند و در ۱۰ سالگی اثری نوشته یا کنسرت داده یا کاری کرده اند. در ۲۰سالگی، در اوج و شهرت بوده و در ۲۵ -۳۰سالگی به پختگی رسیدهاند. و در ۴۰ سالگی در نقطه اوج فعالیت وشهرتشان بودهاند و در دهههای بعد همچنان فعالند و این مسیر، تداوم پیدا کرده است و ممکن است در ۷۰-۸۰ سالگی کنسرت بدهند، آهنگ بسازند و در جامعه موسیقی بهعنوان یک چهره برجسته و قابل احترام مطرح باشند. از این دست موسیقیدانها در فرهنگ ما و دیگر فرهنگ ها بسیارند. «تداومی» در این مسیر طولانی هست که باعث افزودن به این پرونده «حضور» چه به صورت قوی یا ضعیف شده است. و این حضور یا موجودیت در جامعه موسیقی، مطرح بودن یا در اوج قرارداشتن همان تداوم است؛ حتی اگر موزیسینی در این دوره طولانی دیگر در اوج نباشد اما همچنان به کارش ادامه بدهد، او نشان داده که با موسیقی زیسته و تداوم را در کار خود دارد. مسأله تداوم در موسیقی بسیار اهمیت دارد و البته امروزه این تداوم دیگر وجود ندارد و کسی احترامی برای آن قائل نیست. چرا که همه یک شبه می خواهند پله ها را بالا بروند و به مقصود برسند. حتی ممکن است موزیسینی با استعداد مورد مثال ما در سطح عالی باشد اما این مسیر تداوم راهی است که باید طی شود و میانبری ندارد.

*امروزه داشتن لیبل «جهانی بودن» همانند یک مدال، باعث تفاخر شده است.حال از نظر کیهان کلهر که با نوازندگان مختلف جهان در بسیاری از نقاط دنیا برنامه مشترک داشته؛ موزیسین جهانی به چه کسی اطلاق می شود؟

تعریف دقیقی برایش ندارم. همچنین تعریف دقیقی نیز از جهان ندارم. چون جهان امروز را از چند نظر می توان بررسی و تقسیم کرد. همه خط و مرزها نیز براساس علم و تکنولوژی و هژمونی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی یا حتی نظامی تغییر کرده و معنای جهان با معنایی که انسان قرن ۱۹ داشت بسیار متفاوت شده و البته تلقی تمام افراد در جهان و جامعه به فراخور دانش، آگاهی و دستریشان به علم و تکنولوژی متفاوت است.

اما باید دید که شنونده، مخاطب یا موزیسین ایرانی که ادعای جهانی بودن دارد کیست؟ اگر موزیسین ایرانی به کشور دیگری برود و درآنجا تمام شنونده ها ایرانی باشند، چه فرقی دارد با اینکه در تهران یا شهرستانu2009های ایران کنسرت بدهد؟ البته درباره اکثر مجریان موسیقی ما همین گونه است. مسأله مهم، داشتن مخاطب در سایر نقاط جهان است.

باید این اصطلاح «جهانی بودن» را تعریف کرد و دید کسانی که آن را به کار می برند چه چیز از آن، توجه شان را جلب کرده است که آن را استفاده می کنند.

دیگر اینکه «خودکوچک بینی» بزرگ تاریخی در ما (ایرانی ها یا شاید شرقی ها) هست که همیشه احساس می کنیم از همه، مخصوصاً از غربیها پایین تریم. و در برخورد با شخص غربی به صورت اتوماتیک فکر می کنیم چیزی به او بدهکاریم یا از او کمتر داریم. مثلاً اگر موزیسین باشد و ما همسطح او ساز بزنیم (حتی اگر موزیسین بدی هم باشد) وضعیت کماکان همانطور خواهد بود. در باورم «جهانی بودن» این است که بقیه بفهمند فرهنگ ما بسیار قدیمی و کهن است و البته نقش پررنگی در شکل گرفتن تمام زوایای فرهنگی دنیا داشته و این موسیقی زاییده تاریخی و اجتماعی این فرهنگ قدیمی است. و طبیعتاً در این صورت باید موزیسین ایرانی، موسیقی این فرهنگ را بداند. اینکه در پیش کدام نوازنده دیگر کشورها ساز بزنید و کجا بنشینید، لازم است کار کنید و تعداد آثارتان زیاد باشد. اگر بهتر باشید می توانید بالاتر بروید و با موزیسین هم درجه خود ساز بزنید. اما باز هم عرض کنم نه منظور شما را و نه کسانی که واژه جهانی شدن را به کار می برند نمی فهمم.

*شجاعت حسین خان جهانی دانسته می شود چرا که برای اجرای برنامه به بسیاری از کشورها دعوت می شود و هر موزیسینی هم به هم نوازی با او افتخار می کند.

البته او نماینده موسیقی هند است. و هندیها از دههها قبل به واسطه اینکه مستعمره انگلیس بودند با غرب ارتباط داشته اند. اما به دلایلی اجتماعی و فرهنگی مسأله موزیسین ایرانی این نبوده که بخواهد در جای دیگری بجز مملکت خودش فعالیت داشته باشد. نسل موزیسین های قبل از ما، طبق سنت، تربیت و نیاز روز، این موضوع برایشان وجود نداشت. اما بعد از انقلاب جریاناتی پیش آمد که موزیسینها این نیاز و امکان را پیدا کنند تا در خارج از ایران نیز کنسرت بدهند. بعد از آن هم یکسری از اهالی موسیقی و برنامه ریزها دیدند که این موسیقی زیباست و آن را به جشنوارهها دعوت کردند. موسیقی هند در ارتباط با غرب بسیار از ما جلوتر است.

جهانی شدن موسیقی ایرانی، اصلاً به این معنا نیست که در همه کشورهای دنیا به محض بیدارشدن از خواب، به موسیقی ما گوش بدهند. بلکه موسیقی ما را در طبقه ای قرار بدهند که می توانند گوش کنند و بدانند موسیقی غنایی هست.

تلفیق و همنشینی سازهای کشورها، به معنای آوردن یک ساز یا یک نوازنده خارجی به گروه نیست و اینگونه کارها، تنها به ظاهر بسنده کردن است (چیزی که در خارج از ایران نیز زیاد اتفاق می فتد) و هرگز مورد نظر من نبوده و نیست؛ چرا که این یعنی گرفتار بودن به سطح.

یا حتی درکارهای موزیسینهای بسیار مشهور، همیشه یک نفردر مرکزیت گروه قراردارد و او می خواهد موزیسینهای دیگر مثلاً درامری که از آفریقا آورده، با لهجه خودش اما درون چارچوب فکری او بنوازد، تا صداها یا رنگ هایی که به کار او اضافه می شود با آنچه قبلاً او انجام داده، فرق کند. بهترین نمونه کارهای پل سایمون است که امروزه به این نوع کار «ورلد میوزیک» یا موسیقی جهان می گویند! که بسیار اصطلاح بی معنایی است چراکه در واقع، اکثر کارها به زبان یک نفر است که می خواهد بقیه به زبان او صحبت کنند.

به همین دلیل کارهای تلفیقی که در آن دو یا سه نفر تلاش می کنند که در همکاری مشترک، زبانشان را برای گفتوگو با یکدیگر تغییر بدهند و از حیطه امن خود بیرون بیایند، ارزشمند است چراکه تنها عده معدودی از موزیسین ها بنا به دلایی تکنیکی و آشنایی عمیق با موسیقی مقابل و سایر مسائل فرهنگی حاضر می شوند که از حیطه امن خود بیرون بیایند! همواره از این مسأله که از حیطه امنیت خود بیرون بیاییم استقبال کردهu2009ام.

*مساله ای در فرهنگ ما بعداً پیدا شد که ذهنم را اشغال کرده و در پی استمرار هنر شکل گرفته. می خواهم بدانم چطور در فرهنگ موسیقی ما تا مدتها نوازنده چهره و سلبریتی نبود و تنها صدای ساز و هنرش شنیده می شد چطور شد که امروزه بیشتر سلبریتی داریم تا موزیسینی که کار و کیفیت اثرش معرف او باشد؟

کاملاً موافقم و درست می گویید. این ایراد ناشی از دو مسأله است و در درجه اول به شیوه آموزش برمی گردد.

بعد از انقلاب اقبالی به موزیسین های سنتی شد؛ یعنی بواسطه شرایط اجتماعی، موسیقی ایرانی تریبون خاصی پیدا کرد. (که تا اینجا مسأله خوبی بود. البته هیچ چیز به صورت غصبی و تصاحبی خوب نیست) اما شرایط طوری کنار هم قرار گرفت که اینگونه شد. تا آن زمان چند استاد بسیار خوب داشتیم که به استادان ماقبل خود وصل بودند حالا یا از طریق خونی که فرزند استاد شناخته شده ای بودند یا از طریق آموزشی که شاگرد آنها بودند. و استاد ماقبل نیز با سی چهل سال اختلاف سنی وصل میشد به استادی دیگر و این تداوم در موسیقی وجود داشت. این زنجیره آموزش حفظ می شد.

وقتی موسیقی ایرانی تریبون بزرگی گرفت طبیعتاً سابقه فضای فرهنگی او به جایی تعلق داشت که مخصوص فضای بسته بود. مخصوص نخبه های یک جامعه بود. نخبه ها می توانستند مقامات بالای حکومتی یا ثروتمندان یا افرادی خاص و جامعه خاص باشند.یعنی موسیقی مخصوص جامعه ای خاص بود و مربوط به عوام نمی شد.

طبیعتاً انشعاب دیگری از موسیقی وجود داشت که مخصوص عوام بود و از همان ریشه گرفته بود ولی نسخه سبکu2009تر و ساده تر شده همان ساختار بود، مثل موسیقی روحوضی و عروسی و کوچه بازاری که از موسیقی ایرانی نشأت گرفته بود که مجریانش موسیقی ایرانی را به صورت عمیق نمیشناختند. اما موسیقی ایرانی مخصوصِ طبقه الیت، ساختار پیچیده تری داشت و نوازنده آن باید همه نکات موسیقی را فرامی گرفت تا بداند چه کار باید بکند؛ و حداقل سی چهل سال درس آموخته بود و شناسنامه و تداوم مربوط به آن طبقه خاص محسوب می شد.

در نتیجه موسیقی ریشه دار و هنری در بین عوام رایج نبود و شیوه آموزشی آن نیز خصوصی بود. هر استاد تنها چند شاگرد تربیت می کرد که آن هم به دلایل اجتماعی، هر کسی فاش نمی کرد که موسیقی می آموزد. بسیاری نیز درخانواده های مختلف ساز می زدند و آواز می خواندند اما به علت موقعیت اجتماعی شان کسی از میزان آشنایی آنها با موسیقی خبر نداشت.

به هر روی و با این شرایط، شیوه آموزش به گونه ای شکل گرفته بود که هر استاد حداکثر به تعداد انگشتان دو دست شاگرد داشت، از بین آنها نیز تنها ۳-۲ نفر بسیار جدی میشدند که طبیعتاً استعداد و پشتکارشان بیشتر از بقیه بود. آنها سال ها در خانواده همان استاد می ماندند، موسیقی می آموختند و زندگی می کردند. و حتی در بعضی از موارد با دختر/ پسر استاد یا منسوبین او ازدواج می کردند و جزو خانواده موسیقی می شدند (که در تاریخ موسیقی نمونه های بسیاری داریم).

وقتی که بعد از انقلاب، موسیقی ایرانی اقبال پیدا کرد و تعداد کثیری سراغ آموزش موسیقی ایرانی آمدند؛ شیوه قدیمی آموزش موسیقی، جوابگوی این همه مشتاق نبود. طبیعتاً خیلی از جوانها، تحصیلکرده ها، روشنفکران و حتی کسانی که گرایش اجتماعی- سیاسی داشتند (به دلایلی خاص)، اغلب اقدام به فراگیری موسیقی ایرانی کردند یکدفعه کلاس استادان، مخصوصاً در تهران، از صدها شاگردی پر شد که به موسیقی ایرانی یک شبه علاقهمند شده بودند و نه پیشینه فرهنگی و خانوادگی آن را داشتند و نه برای عمق و تاریخ آن احترامی قائل بودند! بعدها هر چه جلوتر رفتیم زاویه علاقه به موسیقی ایرانی در اجتماع گستردهتر شد و کسانی به یادگیری موسیقی ایرانی پرداختند که هیچگونه آشنایی قبلی یا خانوادگی با موسیقی ایرانی به صورت فرهنگی نداشتند. مثلاً دربیشتر موارد اگر فردی به کلاس موسیقی میرفت آشنایی و یادگیری او فقط به محیط کلاس موسیقی خلاصه میشد. و فضای فرهنگی خانه و اطرافیانش هیچ ارتباطی به نوع موسیقی که میآموخت نداشت. البته این مسأله به خودی خود هیچ اشکالی ندارد و در حالت عادی نیز باید باعث خوشحالی شود. اما همانطور که عرض کردم این مسأله تنها به کمیت کمک کرده و میکند و در آینده توقع زیادی راجع به کیفیت شاگردانی که به این شیوه تربیت میشوند نمیتوان داشت. خصوصاً در این شیوه آموزشی که صحبت آن رفت.

از طرفی رادیو- تلویزیون بنا به دلایل خاص نمی توانست از آرشیو رادیو استفاده کند. چرا که موسیقی خاص با ادوات موسیقی ایرانی می خواست. این مسأله هم باعث شد که تعدادی از موزیسینهای جوان آن روزگار که بعضاً آموزش آنها نیز تمام نشده بود (همانند آنهایی که در مرکز حفظ اشاعه بودند و به اینها استادانی چون نورعلی برومند، علی اکبرخان شهنازی، هرمزی، فروتن و بهاری درس می دادند.) همان نسلی که بدرستی استادان امروز موسیقی ایرانی نامیده میشوند، اغلب شاگرد این استادان بودند و همگی جوان. شاید نه کنسرتی داده بودند و نه تدریس موسیقی، حتی آهنگسازی نکرده بودند؛ همانند بچه ای که قبل از سن رشد، پدرش را از دست می دهد و باید هرطور شده مخارج خانواده را تأمین کند. این جوانان بالاجبار در متن موسیقی قرار گرفتند. چرا که، کار استادان بنام یا مسن و متخصص در موسیقی ردیف-دستگاهی ما این نبود که سرود انقلابی بسازند یا فعالیتی که از آنها خواسته شده را انجام بدهند. یا حتی کارشان تدریس به صدها شاگرد نبود؛ ولیکن در آن دوره عشق این جوانان با استعداد به موسیقی ایرانی باعث شد برای اینکه موسیقی ما راکد نماند به موسیقی کمک کنند. و البته تا این زمان کمکهای شایانی به موسیقی ایرانی کردهاند و به جرأت می توان گفت اگر در آن دوران خاص، فعالیت ها و زیرکی آنها نبود امروزه تکلیف موسیقی ایرانی هم نامشخص بود و نمی دانستیم که چگونه این موسیقی به نسل بعدی خود می رسد. چرا که جوانان تازه کار به علت همان اجبار، امروزه تنها استادان بنام و بحق موسیقی ما هستند و متأسفانه تعدادی از آنها نیز در بین ما نسیتند اما جریانی که در موسیقی ایرانی ایجاد کردند هنوز وجود دارد.

این نسل از موزیسینهای جوان که بر اساس شرایط اجتماعی مجبور بودند سریعاً به بازارکار بیایند و آهنگسازی کنند در سالهای اول انقلاب سرود و کارهای بسیار خوبی ساختند؛ آن هم در موقعی که موسیقی بلاتکلیف بود. اما خیلی زود متوجه شدند که از پس تغذیه رادیو تلویزیون با چندین ایستگاه و کانال و همچنین تعلیم شاگردان بسیار بر نمی آیند. به همین دلیل ناگهان عده ای از شاگردان آنان که تنها مدت کوتاهی آموزش دیده بودند هم تدریس را شروع کردند. و حتی آنهایی که اختلاف سنی زیادی با معلمشان نداشتند نیز شروع به تدریس کردند و اینگونه معلم زیاد شد. یعنی در این سی سال، ۷-۸ نسل معلم به وجود آمده است؛

سابق ۴۰-۵۰ سال فاصله بین هر نسل از استادان موسیقی می افتاد و چیزی در حدود همین مدت طول می کشید تا نسل استادان و آموزش دهندگان عوض شود که در این مدت یک شاگرد یاد بگیرد و بتواند از معلم مستقل شده و به درجه استادی برسد. ضمناً با در نظر گرفتن اینکه آنها نفرات برگزیده استاد بودند، غالباً استعدادی استثنایی و شگرف داشتند و بسیار تمرین و کار کرده بودند. در نتیجه مشخص است که موسیقی و هیچ هنر دیگری در سطح بسیار بالا، نمی تواند تولید زیاد داشته باشد و نخواهد داشت.

بعد از این جریانات، به خاطر تغییرات شیوه تدریس و هجومی که به موسیقی ایرانی آمده بود، دید نسبت به هنر سطحی شد و معلم ها سطحی درس دادند و البته هنرجوها نیز سطحی یاد گرفتند. اغلب مدرسان به دلیل اینکه تنها چند سال ساز زده بودند بیشتر از آن هم نتوانستند یاد بدهند. موزیسینی با چند سال معدود سابقه شاگردی، بیشتر ازآنچه در این چند سال آموخته، نمی تواند یاد بدهد. حتی در نهایت امر شاگرد به اندازه معلم یاد می گیرد. اما این معلم در اندازه دانش آن استاد بزرگی نیست که می توانست برای دههها موسیقی را به شاگردش یاد بدهد؛ نه تنها موسیقی یاد بدهد بلکه شخصیت شاگرد را هم بارور کند و او را برای ظاهر شدن در مجامع اجتماعی و کنسرت آماده کند یا حتی رفتار اجتماعی به او بیاموزد. یعنی استادان بزرگ طی ۳۰-۴۰ سالی که درس می دادند در کنار آن، اینگونه آموزشu2009ها را هم روا میu2009 داشتند و شاگرد را برای حضور در جامعه موسیقی به عنوان استاد آماده و معرفی می کردند.تداوم نسل ها، بعد از انقلاب بنا به دلایلی که گفتم و به خاطر شرایط خاص اجتماعی از بین رفت. وقتی کمیت بالا می رود کیفیت پایین می آید و برعکس. اکنون بنا به شرایط، کیفیت از دست رفته اما از نظر کمیت پیشرفت کرده ایم. اگر امروزه با این مسائلی سطحی مواجهیم به دلیل آنست که جامعه موسیقی از نظر فکری و عمقی زیاد رشد نکرده و اتفاقاً مسائل آن هم بسیار ساده و پیش پا افتاده شده است.

از طرفی دیگر، عده ای موزیسین پاپ داریم که در بین عوام، طرفداران زیادی داشته(البته این به جای خود کاملاً طبیعی است). در چند سال اخیر هنرمندان موسیقی ایرانی نیز بنا به دلایل متعدد خود را به غلط با آنها مقایسه میکنند. در صورتی که رشته های از هم مجزا هستند و وظیفه، دلایل وجودی و مخاطبان این رشته ها از هم بسیار متفاوت است.

جای موزیسین های موسیقی ایرانی و پاپ عوض شده است. اکنون همگی دوست دارند مطرح و بزرگ باشند و عکسشان روی مجلات بزرگ چاپ شود. حتی موزیسین u2009های تازه کار و جوان هم مایلند از این طریق وارد عرصه شوند مثلاً به جای پذیرفته شدن در جامعه موسیقی به دنبال افزایش هوادار خود در شبکههای اجتماعی هستند تا از این طریق شناخته شوند؛ نه از راه کار مستمر که احترام دوستداران این نوع موسیقی و جامعه هنری را در پی داشته باشد.

*آیا فکر نمیکنید برخی از موزیسین هایی که تعلیمات استادهای بزرگ موسیقی را دیدهاند نیز همینگونه هستند؟

متأسفانه چون فضا عوض شده آنها فکر می کنند که از قافله عقب مانده اند یا چیزی را از دست می دهند. چرا که باور دارند همه اینگونه مطرح و مشهور شدند و آنها عقب مانده اند. برای همین مایلند با این شیوه مطرح بشوند در صورتی که احتیاجی به آن ندارند و مشهور و معروف و قابل احترام هستند. البته عده قلیلی هستند که همیشه می خواهند بنا به هر دلیل و مضمون در اخبار باشند. آنها انتظاراتشان عوض شده و فراموش کردهاند که در چه رشتهای فعالند.

مردم همیشه باید راجع به موسیقی و فعالیتهای یک هنرمند، صحبت کنند. و اگر از حواشی زندگی او حرف میزنند یعنی موزیسین کارش، که همان موسیقی باشد را بخوبی انجام نداده یا دیگر دوره موزیسین بودنش تمام شده است.

این است که همه این شرایط با هم مخلوط شده و سلیقه موزیسین هایی که باید جدی باشند به شیوه موزیسین های پاپ دچار شده تا مطرح بشوند و مدام در نظر مردم باشند. در نتیجه این جابهجایی ها به وجود آمده است.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 14:01

۱۷۵۳۰۴۳محمد معتمدی: یک ماه قبل از ماه مبارک رمضان سال هشتاد و هشت از سوی یکی از مدیریت های محترم صدا و سیما به بنده پیشنهاد خواندن «ربنا» با شرایط بسیار خوب داده شد که بنده بخاطر شرایط خاص آن سالها و جلوگیری از برداشت های حاشیه ای و احترام به اساتید عزیز این پیشنهاد را نپذیرفتم.

محمد معتمدی که در روزهای اخیر به دلیل انتشار بعضی مناجات ها مورد هجمه عده ای از معترضان قرار گرفته است، در صفحه اینستاگرام خود چنین نوشت:

«دوستان عزیز و یاران همیشگی

این مطلب را فقط بخاطر این می نویسم که امروز یکی از دوستان تصویری از یک صفحه اینترنتی را برای بنده فرستادند که در آن برای فحاشی به بنده مسابقهء پرشوری برگزار شده بود.

قبل از هر چیز خدمتتان عرض می کنم که طبق عادتی قدیمی و درخواست هم میهنان عزیزم هرسال برای ماه مبارک رمضان مناجاتی می خوانم که امسال به دلیل عدم داشتن شرایط جسمی ایده آل هنوز موفق به انجامش نشده ام.

اما ذکر دو نکته را الزامی می بینم تا بعنوان اطلاعاتی درست جهت رفع پاره ای سوء تفاهمات بکار آید.

اول اینکه بنده برای خواندن مناجات ها از هیچ رسانه ای سفارش کار نگرفته ام و فقط برای دل خود و حال شخصی خودم آنها را اجرا کرده ام که تماماً از طریق فضای مجازی و بصورت رایگان منتشر شده اند. فقط در سال گذشته از سوی آستان قدس رضوی پیشنهاد ضبط مناجات جهت پخش در حرم رضوی داشتم که با افتخار و اشتیاق بعنوان برگ زرین زندگی هنری خود پذیرفتم و این تنها مناجاتی بود که برای انجام آن به بنده پیشنهاد داده شد.

دوم اینکه یک ماه قبل از ماه مبارک رمضان سال هشتاد و هشت از سوی یکی از مدیریت های محترم صدا و سیما به بنده پیشنهاد خواندن “ربنا” با شرایط بسیار خوب داده شد که بنده بخاطر شرایط خاص آن سالها و جلوگیری از برداشت های حاشیه ای و احترام به اساتید عزیز این پیشنهاد را نپذیرفتم. لذا اگر بنده قصد جایگزین نمودن صدای خود را داشتم آن پیشنهاد را می پذیرفتم و اتفاقاً این تصمیمی بود که حتی پیشینیان بنده نیز در شرایطی مشابه نگرفته بودند.

متاسفم که در روزگاری زنده ام که خواندن، آن هم خواندن مناجات از نگاه برخی جرم محسوب می شود و دستاویزی برای ترور شخصیت هنرمندان.

امیدوارم روزی به سطحی از فرهنگ برسیم که بپذیریم پاسداشت هیچ حنجره ای در خاموشی حنجره ای دیگر نیست.

امیدوارم اطلاعات فوق هم برای مخاطبین عزیزم و هم برای جریان هایی که قصد تخریب بنده را دارند مفید واقع گردد.

به قول حضرت حافظ:
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن»

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 12:29

Habib Khazaeifar - Istadeh Dar Ghobarموسیقی تیتراژ پایانی فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» اثری از «حبیب خزائیفر» به کارگردانی «محمدحسین مهدویان» منتشر شد و در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، «ایستاده در غبار» فیلمی به کارگردانی و نویسندگی «محمدحسین مهدویان» و تهیهکنندگی «حبیبالله والینژاد» محصول سال ۱۳۹۴ است. این فیلم که در مورد حاج احمد متوسلیان تهیه شده است، برای حضور در بخش نگاه نو سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر انتخاب شد. ایستاده در غبار به خاطر خلاقیتهای کمنظیر فیلم سازانش، مورد توجه عموم و منتقدین قرار گرفت و سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر ۱۳۹۴ را از آن خود کرد.

در ادامه میتوانید موسیقی تیتراژ پایانی «ایستاده در غبار» را با اجازه صاحب اثر و از طریق سایت «موسیقی ایرانیان» آنلاین بشنوید و در صورت تمایل دانلود نمایید.

+دانلود موسیقی تیتراژ پایانی فیلم سینمایی «ایستاده در غبار»

آنلاین بشنوید:

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2016/06/Habib-Khazaeifar-Istadeh-Dar-Ghobar.mp3

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 12:29

Babak Radmanesh - Khoda Sabret Bedehقطعه «خدا صبرت بده» با صدای «بابک رادمنش» خواننده موسیقی پاپ کشورمان، منتشر و در دسترس مخاطبین قرار گرفت.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، این قطعه از آلبوم «وای از جدایی» منتشر شده و بابک رادمنش کار ساخت ملودی، تنظیم و سرایش ترانه «خدا صبرت بده» را برعهده داشته است.

در ادامه میتوانید این قطعه را با اجازه صاحب اثر و از طریق سایت «موسیقی ایرانیان» آنلاین بشنوید و در صورت تمایل دانلود نمایید.

+دانلود قطعه «خدا صبرت بده»

آنلاین بشنوید:

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2016/06/Babak-Radmanesh-Khoda-Sabret-Bedeh.mp3

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 12:29

پگروه کنسرت آنلاین برنامه بلند مدتی که مدنظر قرار داده علاوه بر برگزاری کنسرت های مختلف آنلاین می خواهد تئاتر آنلاین هم برگزار کند.

آزاده باقری: شکل گیری کنسرت آنلاین با چالش ها و فرصت های جدید شکل گرفت، مانند یک بمب خبری صدا کرد و بسیاری از رسانه های داخلی و خارجی به آن پرداختند. ۱۲ خردادماه در مراسمی که با کنسرت علی قربانی همراه بود از این پدیده رونمایی شد. حالا بعد از دو هفته از گذشت این ماجرا تا حدودی تب خبری شکل گیری کنسرت آنلاین فروکش کرده است. البته برنامه های زیادی در راه است و قرار نیست همه چیز به اتفاق دو هفته پیش ختم شود. به همین دلیل ما هم به سراغ عوامل این پروژه رفتیم تا کمی دقیق تر از برنامه های آینده شان و اینکه قرار است کنسرت آنلاین چه دست آوردی برای جامعه هنری کشور داشته باشد پرس و جو کنیم. حامد عنقا، مدیر پروژه کنسرت آنلاین کشور است و در کنار توضیحاتی که درباره کنسرت آنلاین داد خبر از مقدمات شکل گیری تئاتر آنلاین هم می دهد.

ورود ده هزار نفر به سامانه کنسرت آنلاین

جرقه شکل گیری سامانه ای با عنوان کنسرت آنلاین به یک سال پیش برمی گردد. از همان زمان نیز اتاق فکری تشکیل و به دنبال راهی بودند تا بتوانند چنین فکری را به مرحله اجرایی شدن برسانند. البته بماند لذتی که در دیدن کنسرت در فضای واقعی است در دیدن یک کنسرت از طریق شبکه های اینترنتی وجود ندارد؛ اما اتفاق خوشایندی است برای خانواده هایی که شاید در توان شان خرید بلیط های کنسرت نباشد. حامد عنقا، مدیر پروژه کنسرت آنلاین است و درباره آنچکه بعد از رونمایی از سامانه شان رخ داده می گوید: «زمانی که تصمیم به رونمایی از کنسرت آنلاین گرفتیم تصورمان بر این بود ۳ تا ۶ ماه طول خواهدکشید تا چنین پدیده ای را چه مردم و چه جامعه فرهنگی و هنری و چه اصحاب رسانه بپذیرند؛ اما دیدیم که بعد از رونمایی با واکنش های زیادی از سوی این سه دسته روبرو شدیم. به طوری که در همان شب ۱۰ هزار نفر وارد سامانه کنسرت آنلاین شدند.»

برگزاری دومین کنسرت آنلاین در روزهای ماه رمضان

علیرضا قربانی، اولین خواننده بود که سبک کنسرت آنلاین را مورد محک قرار داد و در روز ۱۲ خرداد به روی صحنه رفت. برای او نیز به عنوان خواننده ای که سال های سال است در این عرصه فعالیت می کند پدیده کنسرت آنلاین جذاب و قابل توجه است به طوری که می پذیرد به عنوان اولین خواننده خودش را در معرض چنین پدیده نوظهوری قرار دهد. آنطور که حامد عنقا می گوید قرار است از این به بعد خواننده های مطرح دیگری همچون قربانی در این کنسرت آنلاین شرکت کنند. حتی با چند تن از خواننده های پاپ و سنتی نیز قرارداد بسته شده است تا درموقع تعیین شده اجرای خود را داشته باشند: «با اینکه برنامه ریزی ها به گونه ای بوده که اجراهای اصلی بعد از ایام ماه مبارک رمضان آغاز شود؛ اما به دلیل توجه بالا به این اتفاق قرارمان بر این شد تا یکی از اجراهای اصلی را در همین روزهای مبارک داشته باشیم.»

مردم با موسیقی ارتباط بی واسطه دارند

موسیقی یکی از غریزی ترین نیازهای انسان امروزی است و به عنوان بی واسطه ترین هنر شناخته می شود که مردم می توانند با حس شان ارتباط برقرار کنند. بنابراین استقبال آنها نیز نمی تواند اتفاق نادر و شگفت انگیزی به حساب آید. مدیر پروژه کنسرت آنلاین به همین موضوع معتقد است و می گوید: «استقبال مردم خوب بود چون داریم درباره موسیقی حرف می زنیم. در هر موقعیتی که باشید بخشی از شما با موسیقی ارتباط برقرار می کند. در هر کشوری موسیقی یکی از عوامل اصلی زندگی شان است. کشورهایی داریم که هنر در آنها صفر است. مثلا کشورهایی در دنیا هستند که سینما ندارند، تئاتر ندارند؛ اما همه آنها موسیقی دارند. یعنی از بدوی ترین نقاط آفریقایی تا متمدن ترین کشورهای جهان موسیقی به سبک خودشان جریان دارد. طبیعی است با آن ارتباط مستقیم برقرار کنند.»

۶ ماه دیگر برای جامعه جذاب نباشیم این اشکال جامعه نیست، اشکال از ماست

یکی از اتفاقاتی که شاید بتوان آن را پیش بینی کرد خاموش شدن این تب تند جذابیت کنسرت آنلاین است و اینکه شاید ممکن است خیلی سریع برای مردم این سامانه به یک اتفاق عادی تبدیل شود. عنقا در واکنش به این پیش بینی می گوید: «کنسرت آنلاین برای آنکه بتواند موفق عمل کند از یک تیم قوی متشکل از بخش فنی، دو شرکت مهم مخابراتی، کمیته رسانه، کمیته برندینگ، متخصصان حوزه موسیقی و چند مجموعه هنری بهره گرفته است. این تیم شکل گرفته برای آنکه تولیدمان ماندگار باشد و عمری مثلا ۶ ماهه نداشته باشد. چون اگر ۶ ماه دیگر برای جامعه جذاب نباشیم این اشکال جامعه نیست، اشکال از ماست. به همین دلیل فکر کرده ایم که روز به روز محصول بهتری ارائه دهیم تا جذابیت برای مخاطب بیشتر شود. چون واقعا ممکن است برای مردم الان جذابیت داشته باشد و این جذابیت به سرعت به یک امر عادی بدل شود.»

سابقه کنسرت آنلاین در دنیا

کنسرت آنلاین اتفاقی نیست که برای اولین بار در دنیا رخ داده باشد و از این سبک کنسرت ها در کشورهای دیگر دنیا به شکل های مختلف برگزار شده است. در همین خصوص مدیر پروژه کنسرت آنلاین می گوید: «سال هاست با این سبک جلسات آنلاین زیادی تشکیل شده است و البته کنسرت آنلاین نیز داشته ایم. معروف ترین کنسرت آنلاین مربوط به کمپانی اپل بود که برای آیتونز برگزار کرد و ۱۶ هزارنفر همزمان این کنسرت را می دیدند و گروه های بزرگ موسیقی بعد از سال ها کنار هم قرار گرفتند و برنامه اجرا کردند. البته برگزاری کنسرت آنلاین در دنیا خیلی کم رخ می دهد چون در خارج از کشور امکان دسترسی مخاطب ها به محصول فرهنگی با ایران فرق دارد. شاید برگزاری کنسرت آنلاین آنقدر که نیازش در داخل کشور احساس می شود در کشورهای دیگر این نیاز احساس نشود.»

کنسرت آنلاین به دلیل لغو کنسرت ها شکل نگرفته است

برخی از رسانه ها علت شکل گیری کنسرت آنلاین را به دلیل لغو کنسرت های اخیر دانستند اما عنقا چنین چیزی را کاملا تکذیب کرد و انتشار این اخبار را شیطنت های رسانه ای دانست و گفت: «دلیل شکل گیری کنسرت آنلاین هیچ ربطی به کنسل شدن کنسرت های اخیر ندارد. در سال چندصد کنسرت در شهرهای مختلف برگزار می شود؛ اما در بین آنها نیز ممکن است سه یا چهارتای آن کنسل شود که تعدادی از آنها دلیل دارد و تعدادی هم خیر. ساده انگاری است اگر فکر کنیم شکل گیری کنسرت آنلاین به این دلیل باشد. سامانه کنسرت آنلاین در حال حاضر با همکاری شبکه های اصلی مخابرات کشور کار می کند و مورد حمایت قرار می گیرد. یعنی به رسمی ترین و قانونی ترین شکل ممکن.»

با سرعت کم اینترنت هم می توانید کنسرت آنلاین را تماشا کنید

از آنجایی که برخی از منتقدان به سرعت کم اینترنت در کشور گلایه مند هستند تصورشان بر این است که کنسرت آنلاین نمی تواند با چنین سرعت کم اینترنت موفق باشد؛ اما عنقا نظر دیگری دارد و می گوید: «نوع استفاده از این سامانه به این شکل است که کاربران با یک آیپی مشخص بر روی دستگاههای مختلف از جمله گوشی، تبلت، لپتاپ، پیسی، تلوزیونهای هوشمند و … میتوانند کنسرت را به صورت آنلاین و مشاهده کنند و تفاوت سامانهای که ما طراحی و راهاندازی کردیم این است که سامانه فعالیت خودش را با سرعت کاربر تنظیم میکند. شما وقتی از حداقل دسترسی به اینترنت برخوردار باشید، این سامانه ماست که خودش را با کاربر هماهنگ میکند و کاربر مشکل خاصی برای دیدن اجرا نخواهد داشت.»

آنچه در آینده خواهید دید….

کنسرت آنلاین گام نخستی است که فعلا موفق عمل کرده است و باید شاهد آن باشیم که در ادامه چقدر می تواند موفق تر عمل کند. عنقا در پایان خبر از تئاتر آنلاین می دهد و می گوید: «گروه کنسرت آنلاین برنامه بلند مدتی که مدنظر قرار داده علاوه بر برگزاری کنسرت های مختلف آنلاین می خواهد تئاتر آنلاین هم برگزار کند. البته زمانی که سرویس کنسرت آنلاین به ظرفیت لازم برسد تئاتر آنلاین راه اندازی خواهدشد.»

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 11:15

نیوشا بریمانی

نیوشا بریمانی

نیوشا بریمانی، نوازنده کمانچه و سرپرست گروه «نوشه» که با گروه بینالمللی «اَریفا» هم همکاری میکند، از برنامههای پیش روی این گروه خبر داد.

روه «اریفا» یک گروه بینالمللی است که اعضای آن از ملیتهای مختلفی از کشورهایی چون آلمان، بلغارستان، چین، هلند، یونان و … هستند. نیوشا بریمانی که در این گروه نوازندگی کمانچه را برعهده دارد درباره همکاریهایش با گروه «اریفا» میگوید: «چهار سال است که با «اریفا» همکاری میکنم و در این مدت حداقل سالی شش کنسرت در کشورهای مختلف برگزار کردهایم. «اریفا» یک گروه بینالمللی با ملیتهای متفاوت است که در حقیقت از چهار سال پیش آهنگسازی، تنظیم قطعات و تمرینات پروژه آغاز و انجام شده است. مهرماه سال گذشته آلبومی با نام Arifa & Voices from the east با این گروه منتشر کردیم که ناشر آن کمپانی معتبر «بودا موزیک» فرانسه است و بعد از پخش آلبوم در اولین ماه از سال ۲۰۱۶ در ژانر خود به عنوان بهترین آلبوم منتشر شده در هلند شناخته شد که اتفاق بسیار مهم و بزرگی بود و هنوز هم فروش آن ادامه دارد.»

این نوازنده کمانچه درباره انتشار آلبوم در ایران میگوید: «متاسفانه هنوز نتوانستهایم آن را در ایران پخش کنیم. چون تکخوان خانم دارد و فعلا که نتوانستهام خواننده آقایی را پیدا کنم که به زبانهای بلغاری و چینی مسلط باشد. بنابراین فعلاً انتشار آلبوم در ایران را متوقف کردهایم.»

سرپرست گروه «نوشه» که به تازگی با «اریفا» در کشورهای اروپایی کنسرت برگزار کرده، درباره اجرا با این گروه در ایران میگوید: «استقبال از کنسرتهای «اریفا» در اروپا خیلی خوب بوده است و در حال حاضر هم در صددیم تا با این گروه در ایران کنسرت برگزار کنیم که اگر شرایطش مهیا شود امسال روی صحنه میرویم و اگر هم امکانش نباشد اردیبهشت سال آینده در روز ملی خلیجفارس در ایران به اجرای موسیقی میپردازیم.»

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 11:15

khaneh-music-1_1نشست ماهانه خانه موسیقی روز گذشته با اجراهایی از موسیقی نواحی و ملی پیرامون ماه مبارک رمضان در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

در ابتدای این نشست حمیدرضا نوربخش -مدیرعامل خانه موسیقی- ضمن خوشآمدگویی به حضار گفت: «هدف اولیه جلسات خانه موسیقی دید و بازدید هنرمندان بود که یکشنبههای آخر هر ماه را برای این کار در محیط صمیمی و کوچک ساختمان فاطمی در نظر گرفتیم. بعد از آن هم برنامههای موسیقی، رونمایی آلبوم و… به آن اضافه شد. دوستان دیگری هم یک روز در پایان هر ماه را ابتدا در موزه موسیقی و بعد در فرهنگسرای ارسباران جمع میشدند. با توجه به اینکه بسیاری از مخاطبان این برنامه مشتک بودند از اواخر سال گذشته به این نتیجه رسیدیم که این برنامهها تجمیع شود که امروز نخستین برنامه آن است. من همیشه دوست داشتم این جلسات رسمیت نداشته باشد و بیشتر جنبه دوستانه و صمیمانه و پر از مهر داشته باشد. خوب است تریبونی در اختیار دوستان هم قرار گیرد که اگر برنامه هنری میخواهد ارائه کند و یا نکته ای را بیان کند میسر باشد.»

مدیرعامل خانه موسیقی در خصوص انتخابات این نهاد که چندی پیش برگزار شد گفت: «علیرغم همه فراز و نشیبها و نقدها انتخابات برگزار شد. دوستانی که منتقد بودند متاسفانه اصلا حضور پیدا نکردند و کسانی که احساس تعهد و انگیزه داشتند خوشبختانه حضور پیدا کردند و یک انتخابات پرشور برگزار شد. انتخابات اغلب کانونها به نوبت دوم کشیده شد و به همین دلیل انتخابات به طول انجامید اما در نهایت اعضای جدید هیئت مدیره کانونهای خانه موسیقی با رای اعضا مشخص شدند.»

او همچنین به این مساله اشاره کرد که در طول این ۱۵سال اولین باری بود که بر انتخابات خانه موسیقی نظارت میشد. به هر حال ما فکر میکردیم که اگر نهاد مستقلی هستیم و داعیه این را داریم که نمیخواهیم دولتی باشیم، با فشارهای دوستان منتقد قبول کردیم که بخشی از دولت بیاید بر انتخابات نظارت کند. خوشبختانه این اتفاق افتاد و معترضی هم وجود نداشت. جای تقدیر و تشکر از همه کسانی که در انتخابات شرکت کردند . هم کسانی که خود را در معرض رای گذاشتند. نوربخش با اشاره به انفعال منتقدان در انتخابات خانه گفت: «عافیت طلبی کار راحتی است و اینکه کسی بخواهد فقد نقد کند ولی خودش در معرض هیچ نقدی قرار نگیرد ساده ترین راهی است که میتوان برگزید. ولی کسانی که حاضرند و در این معرکه میآیند وخود را در معرض رای دیگران میگذارند چیز بسیار با ارزشی است و جای تقدیر و تشکر دارد. بخصوص برای پیشکسوتان و بزرگانی که به عرصه آمدند مانند استاد پورتراب که استاد همه ما هستند و با پیگیری و انگیزه خود را در معرض رای گذاشتند. البته برخی از دوستان هم مشغلههای فراوانی داشتند که نیامدند. باید از کسانی که در انتخابات هم شرکت کردند تشکر کرد زیرا بخش زیادی از اعضای خانه موسیقی منفعل هستند .امیدواریم در این دوره جدید از این انفعال همه خارج شوند و همه به عنوان موتور محرک این نهاد باشیم و کارهای زیادی را انجام دهیم.»

او همچنین اضافه کرد: «امسال از تمام ابزاری که میتوانستیم از جمله کانال تلگرام، پیامک، سایت خانه موسیقی، اطلاعیهها و گفتگوها و خبرهای متعدد کمک گرفتیم تا اطلاع رسانی خوبی برای انتخابات داشته باشیم. ارتباط با اعضا باید دو سویه باشد. اگر کسی عضوخانه موسیقی است پذیرفته نیست که حتی ماهی یکبار هم سری به سایت خانه موسیقی نزند.»

نوربخش در بخش دیگری از سخنانش به بحث لغوکنسرتها اشاره کرد و گفت: «سال گذشته هم یک بار با دستور دادستانی کنسرتی لغو شد ودر آن موقع به دادستان کل کشور نامه ای نوشتم و پیگیریهای فراوانی کردیم وقول دادند که دیگر این اتفاقات نیافتد اما متاسفانه دوباره کنسرتی با دستور دادستانی لغو شد. این پیگیریهای ما مستقل از وزارت ارشاد ادامه داشته و دارد و نامه نگاری هایی داشتیم و پیگیریها ادامه دارد. این وجهی که نیروی انتظامی از سالنهای کوچک مانند ارسباران اخذ میکند یک جفا است. بهمن ماه سال گذشته یک جلسه در دفتر فرمانده انتظامی تهران داشتیم. آن جلسه به مناسبت جشنواره موسیقی فجر بود در آنجا این مساله را من با جدیت با آقای ساجدی نیا مطرح کردم و ایشان هم قول دادند که سالنهای کمتر از پانصد نفر شامل دریافت وجه نشود. یکیدو هفته گذشته متاسفانه متوجه شدیم که این اتفاق دوباره افتاده که هفته پیش من این را طی نامه ای دوباره به آقای ساجدی نیا اطلاع دادم و یک نامه ای از ایشان گرفتیم که از سالنهای فرهنگسراها نیروی انتظامی وجهی دریافت نکند وامیدوارم دوباره این اتفاق نیافتد. »

نوربخش در ادامه صحبت هایش گفت: «متاسفانه هنرمند عزیز حبیب محبیان را از دست دادیم .هنرمند بی حاشیه ونجیبی که چند سال گذشته به ایران آمد و علیرغم وعده ووعیدهای دولت قبل نتوانست فعالیت هایش را در اینجا پیگیری کند. ایشان هم در یک روستایی انزوا گزید و زندگی اش را میکرد و متاسفانه از مردمش جدا شد و از دنیا رفت. خانه موسیقی از ابتدا پیگیر این مساله بود و به دلایلی تشییع وتدفین وی در تهران برگزار نشد ولی مراسم یادبود ایشان را با پیگیری هایی که داشتیم روی یکشنبه رد مسجد جامع شهرک غرب برگزار خواهیم کرد.»

در ادامه محسن ثقفی -عضوکانون آهنگسازان و از منتقدان خانه موسیقی- گفت: «من به نمایندگی از کسی اینجا صحبت نمیکنم ولی جزو کسانی بودنم که به عملکرد و نه کلیت خانه موسیقی انتقاد داشتم، در مورد انتخابات و نظارت بر آن باید بگویم ما خواهان مشارکت ونظارت یک هیئت مرضی الطرفین در انتخابات خانه موسیقی و اصلاح آئین نامه انتخابات بودیم. متاسفانه این اتفاق نیافتاد و کسانی که منتقد خانه موسیقی بودند به دلیل کاهلی و عملکرد نادرست، نشد به این برسیم و فقط هیئت نظارتی از طرف ارشاد تشکیل شد که این خواست ما نبود. متاسفانه این صحیح است که بخش زیادی از منتقدین علیرغم آنکه میخواستند در انتخابات شرکت کنند ولی در مرحله آخر به این نتیجه رسیدند که به دلیل برآورده نشدن آن هیئت مرضی الطرفین، در آن شرکت نکردند.»

او در پایان درباره امضاهایی که در جهت حمایت از دکتر ساسان فاطمی جمع آوری شده بود گفت: من جزو کسانی بودم که آن امضاها را جمع آوری کردم چون فکر میکردیم مساله ای که مربوط به خانه موسیقی و اعضای خانه موسیقی است نباید از طریق شکایت به مراجع قضایی پیگیری شود. همه آن امضاها واقعی هستند.
پس از این سخنان گروه «آوای موج» بخشهایی از موسیقی بوشهر و برخی مقامهای مرتبط با ماه مبارک رمضان وهمچنین شادمانههای این منطقه را به اجرا در آورد. اعضای این گروه محسن آقایی (مدیر گروه)، سیاوش میهن آزاد (دمام)، علیرضا فرحی بزرگ (دمام)، سهند امامزاده ای (خواننده) بودند. «دم دم سحری» از شاخص ترین نغمات موسیقی رمضان است.

سپس پیمان بزرگ نیا، پژوهشگر موسیقی نواحی پشت تریبون قرار گرفت و مختصری درباره گروههای اجرا کننده در این نشست توضیح داد: «در مورد موسیقی رمضان در ایران تحقیقات زیادی انجام شده است. در تمامی نقاط ایران بخشی که از آن میتوانیم به عنوان موسیقی رمضان نام ببریم میتوام به دم دم سحری اشاره کرد که یک مقام فراخوان بود. مناجاتها و ذکر هایی که مربوط به ماه رمضان است در هر منطقه اجرا میشود. در تمامی نواحی ایران در بخشهای مختلف مذهبی مثل محرم آئینهای خاصی داریم ولی در رمضان بر اساس پژوهشهای بعمل آمده آنچنان چیزی به عنوان موسیقی رمضان، موسیقی ای که چارچوب و تعریفی داشته باشد نداریم. برخی از واژهها را در برخی کتابها به عنوان گلدسته خوانی یا نقاره نوازی رمضان میخوانیم. اینها همان نغمه هایی است که خنیاگران در مناسبتهای و همنشینیها اجرا میکنند و در ماه رمضان هم همان نغمات را اجرا میکنند.»

در ادامه گروه «هوره» از استان لرستان به روی صحنه آمد و قطعاتی را از جمله موسیقی مرتبط با ماه مبارک رمضان به اجرا در آورد. پایان بخش برنامههای نشست ماهانه خانه موسیقی اجرای «مناجات سحری» توسط قاسم رفعتی (خواننده و مدرس پیشکسوت آواز ایرانی) بود که بسیار مورد توجه حضار قرار گرفت. در پایان نشست با توجه به نزدیک شدن به لحظات افطار، مولوی(مجری برنامه) یک داستان از مثنوی معنوی را برای حضار قرائت کرد و سپس از میهمانان پذیرایی شد.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 11:15

۲۱۱۲۰۴۳تصویربرداری بخش اول مجموعه موسیقایی «گپ» با حضور ۱۰ تن از خوانندگان کشورمان به پایان رسید.

تصویر برداری بخش اول مجموعه موسیقایی «گپ» با حضور خوانندگانی همچون فرمان فتحعلیان، بابک رادمنش، محمد معتمدی، وحید تاج، علیرضا روزگار، امید جهان، حسین استیری، شهاب بخارایی، حسین توکلی و امیر مولایی به پایان رسید. این در حالی است که بخش دوم مصاحبه های این خوانندگان به زودی با حضور علاقمندان به موسیقی کشورمان ضبط خواهد شد.

سید یاسر فقیهی کارگردان مجموعه موسیقایی «گپ» گفت: امیدواریم این مجموعه موسیقایی گامی مثبت درارتقای فرهنگ خوب شنیدن موسیقی با شناخت مخاطبان از هنرمندان و خوانندگان خوب موسیقی کشور محسوب شود. البته بعد از پخش و پایان سری اول این مجموعه هر ماه از طریق شبکه نمایش خانگی با یکی از خوانندگان محبوب کشورمان، مهمان خانه های ایرانیان عزیز خواهیم بود.

به گفته حمید اسکندری مجری طرح، قسمت آخر این مجموعه موسیقایی در یک مراسم با شکوه با حضور خوانندگان، هنرمندان سینما، تلویزیون و تعدادی از مسئولان کشور ضبط خواهد شد.

عوامل تولید این مجموعه عبارتند از نویسنده و کارگردان: سید یاسر فقیهی، مشاور کارگردان: سامان مقدم، کارشناس و مشاور موسیقی: محمد کلهر، دستیار کارگردان: روح الله طلایی، مدیر صدابرداری: محمد امامی، تصویر برداران: محمود پری، مجری قسمت های پلاتو: منوچهر اکبرلو، مدیر تولید:سعید صادقی، عکاس: آرش شاه محمدی، مدیر روابط عمومی: مجید معافی، مجری طرح:حمید اسکندری، تهیه کننده:مهدی رضوانی، صاحب اثر: سید یاسر فقیهی.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 17:25

۵مراسم هفتمین روز درگذشت حبیب محبیان؛ امروز صبح (۳۰ خرداد) در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» به نقل از ایرنا، حمید رضا نوربخش روز یکشنبه در مجلس بزرگداشت زنده یاد حبیب محبیان خواننده فقید موسیقی پاپ در مسجد جامع شهرک غرب افزود: «حبیب هنرمندی نجیب و فرهیخته بود که در طول زندگی هنری خویش هیچگاه به ابتذال آمیخته و آلوده نشد.»

وی در این مراسم که انبوه دوستداران این خواننده از ورود به مسجد بازماندند، ضمن تسلیت به هواداران حبیب محبیان و خانواده وی گفت: «درگذشت حبیب محبیان ضایعه ای بزرگ برای جامعه هنری ما به شمار می رود.»

نوربخش افزود: «حبیب محبیان هنرمندی بی حاشیه و بی آزار بود که همواره در مسیر مشخص خویش گام برمی داشت و افزون بر این ترانه های وی دارای مفاهیم ارزشمندی بود.»

مدیرعامل خانه موسیقی درباره بازگشت حبیب به ایران نیز گفت: «مرحوم محبیان چند سال پیش با امید به ادامه فعالیت در میهن خویش و براساس وعده های دولت قبل به ایران آمد اما متاسفانه آن وعده ها هیچ گاه محقق نشد.»

نوربخش توضیح داد: «این را هم باید بگویم که در دولت جدید، مرحوم حبیب درخواستی برای فعالیت موسیقیایی نداشت و شاید اگر درخواست خویش را اعلام می کرد امکان فعالیت هنری برای او فراهم می آمد اما به گمان من شاید وی به سبب نجابت خویش دیگر از ادامه فعالیت کناره گرفت.»

وی گفت: «خانه موسیقی پیگیر برگزاری مراسم تشییع و ترحیم حبیب محبیان بود اما به هر روی خوشبختانه تشییع و خاکسپاری وی با حضور قدرشناسانه مردم در رامسر انجام شد. علی مرادخانی (معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) نیز از نخستین دقایق اعلام خبر درگذشت زنده یاد محبیان پیگیر کارهای او بود.»

نوربخش گفت: «از همه مردم علاقه مند به حبیب محبیان و موسیقی که در مراسم وی شرکت کردند تشکر ویژه دارم و بسیار شرمنده مردمی هستیم که در بیرون از مسجد ایستاده اند و به دلیل جلوگیری از ازدحام جمعیت، اجازه ورود به تالار به آنان داده نشد.»

* حبیب هیچگاه مجذوب فضای موسیقی لس آنجلس نشد
حجت الاسلام فخرالدین صابری نماینده اسبق مردم تنکابن و رامسر در مجلس شورای اسلامی نیز دیگر سخنران مجلس درگذشت حبیب محبیان بود.

وی که کلام خود را با خواندن ترانه «من مرد تنهای شبم» از ترانه های معروف زنده یاد محبیان آغاز کرد، گفت: «حبیب محبیان هنرمندی متعهد و میهن پرست بود که در طول عمر ۶۳ ساله خود توانست استعدادها و خلاقیت خویش را در عرصه هنر شکوفا کند و با خوش نامی و محبوبیت فراوان در میان مردم از این عالم به عالم دیگر سفر کرد.»

وی افزود: «حبیب در سال هایی که در لس آنجلس زندگی می کرد هیچگاه مجذوب فضای موسیقی لس آنجلس نشد و همواره براساس «حب الوطن من الایمان» عاشق و خواهان بازگشت به میهن خویش بود، از این رو همواره استقلال کاری و فکری خویش را حفظ کرد تا این که پس از مساعدت دولت قبل به ایران آمد اما متاسفانه هیچ گاه نتوانست فعالیت موسیقی خویش را در ایران از سر بگیرد و من از این بابت که امکان ادامه فعالیت برای او فراهم نشد بسیار متاسفم.»

وی ادامه داد: «زمانی که حبیب در روستای نیاسته رامسر زندگی بی حاشیه خود را پی می گرفت، آنچنان مردمی زندگی می کرد و در سیر و سلوک با مردم چنان مهربانانه عمل می کرد که مردم نیاسته او را حبیب ما می خواندند نه حبیب محبیان؛ و این مردم داری از ویژگی های برجسته مرحوم محبیان بود.»

وی با اشاره به نارضایتی وزیر ارشاد از لغو کنسرت ها، از پیش آمدن اتفاق های این چنین در عرصه موسیقی ابراز تاسف کرد و گفت: «ما معتقدیم مرتضی پاشایی عزیز و حبیب محبیان هم اکنون در جوار رحمت پروردگار از عنایت خداوند بهره مند هستند و امیدوارم خداوند روح حبیب محبیان را که ترانه ای نیز در وصف غدیر خوانده و همین طور روح مرتضی پاشایی و همه هنرمندان سفر کرده را قرین رحمت خویش سازد.»

از جمله چهره های شناخته شده حاضر در مجلس بزرگداشت زنده یاد حبیب محبیان می توان به سعید شهروز، مهدی یراحی، امیر تاجیک، احمد ایرندوست، رضا بفشه خواه و پدر زنده یاد مرتضی پاشایی نام برد.

مجلس بزرگداشت روانشاد حبیب محبیان با حضور انبوه مردم و علاقه مندان این خواننده فقید در حالی آغاز شد که در خیابان های اطراف مسجد جامع شهرک غرب ازدحام کرده و خواهان ورود به مسجد بودند، اما گروه تشریفات مانع ورود آنان به مسجد شدند. از این رو شماری از علاقه مندان حبیب در بیرون مسجد به شکل دسته جمعی ترانه های زنده یاد محبیان را زمزمه کردند.

حتی شماری از خبرنگاران که کارت ویژه این مراسم برای آنان صادر نشده بود نیز اجازه ورود به مسجد را پیدا نکردند.

این در حالی بود که شمار صندلی های خالی داخل تالار مسجد بسیار بالا و برای همه مشهود بود.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 17:25

monajatقطعه صوتی «مناجات در رمضان» با آواز «حمید اسدشیر» و «رضا حسین پور» به مناسبت ماه مبارک رمضان، منتشر و در دسترس مخاطبین قرار گرفت.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، این قطعه در دستگاه سه گاه و بروی کلام «عطار نیشابوری» تولید شده که آواز ابیات اول و چهارم برعهده حمید اسدشیر بوده و رضا حسین پور ابیات دوم و سوم را اجرا کرده است.

شایان ذکر است که «حمید اسدشیر» و «رضا حسین پور» هر دو در حال تکمیل آلبوم های مستقل اشان برای انتشار در بازار موسیقی کشور هستند.

در ادامه می توانید «مناجات در رمضان» را با اجازه صاحب اثر و از طریق سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، آنلاین بشنوید و در صورت تمایل دانلود نمایید.

+دانلود قطعه صوتی «مناجات در رمضان»

خداوندا درین وادی از آن سرگشته میپویم
که دری گم شده است از من درین دریای ظلمانی
خداوندا درین وادی برافراز از کرم ماهی
مگر گمکردهٔ خود بازیابد عقل انسانی
خداوندا به حق آنکه میداری تو او را دوست
که این شوریده خاطر را نجاتی ده ز حیرانی
خدایا جانم آنگه خواه کاندر سجدهگه باشم
ز گریه کرده خونین روی و خاکآلوده پیشانی

آنلاین بشنوید:

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2016/06/MonajatAsadshir-Hoseinpoor.mp3

monajat

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 16:20

۲۰۰۲۹۳۱خواننده پیشکسوت اپرا و موسیقی کلاسیک ایرانی در تشریح تازه ترین فعالیت های موسیقایی خود از همکاری با یک ارکستر غیر دولتی و انتشار دو آلبوم جدید خبر داد.

رشید وطندوست خواننده آذریزبان درباره تازه ترین فعالیت های موسیقایی خود بیان کرد: غیر از تدریس خوانندگی، برنامه ریزی هایی همراه با علیرضا شفقی نژاد رهبر ارکستر و آهنگساز انجام داده ام تا کنسرتی از قطعات منتخب فارسی و آذربایجانی که بیشتر جنبه محلی دارد، اجرا کنیم. در این کنسرت که قرار است با تنظیم گروه کر نیز صورت پذیرد برنامه های متفاوتی را برای مخاطبان پیش بینی کرده ام که امیدوارم مورد پسند آنها قرار گیرد، البته هنوز زمان و مکان دقیق کنسرت مشخص نیست و طی هفتههای آینده درباره آن اطلاع رسانی خواهد شود.

خواننده ارکستر موسیقی ملی کشورمان ادامه داد: فعلا فعالیت و یا پیشنهادی برای حضور در ارکستر موسیقی ملی ندارم اما چندی پیش دو قطعه از استاد امیراف و توفیق قلی اف را به علی اکبر قربانی دستیار استاد فرهاد فخرالدینی تحویل داده ام تا تنظیم جدیدی از این دو قطعه زیبا داشته باشد و اگر فرصتی هم پیش آمد بتوانیم این دو قطعه را در بین قطعات آینده ارکستر جای دهیم تا آنها را در یکی از کنسرت ها اجرا کنیم.

وی درباره وضعیت آلبوم های جدید خود در عرصه موسیقی بیان کرد: آلبوم موسیقی «به او بگویید» با ترکیبی از ۱۸ قطعه کلاسیک به زبان ایتالیایی مدتی است که آماده انتشار است. در این آلبوم علاوه بر خوانش قطعاتی به زبان ایتالیایی، یک قطعه به زبان آلمانی اجرا شده که برای من تجربه متفاوتی بود. همچنین آلبوم دیگری به نام «آیریلیق» (جدایی) هم در دست انتشار دارم که قرار است توسط موسسه «ترنم نی» در دسترس علاقه مندان موسیقی قرار بگیرد.

وطندوست در پایان عنوان کرد: در این آلبوم ۱۲ قطعه با موسیقی علی سلیمانی و فرهاد ابراهیمی و نوازندگی پیانو صادق چنگیزاف برای مخاطبان موسیقی ارائه شده است. یکی از ویژگیهای این آلبوم که توسط شرکت «ترنم نی» منتشر میشود نوازندگی شگفتانگیز چنگیز اف در مقام پیانیست است که شیوه منحصر به فردی است و فکر میکنم برای علاقهمندان موسیقی آذربایجانی جالب توجه باشد.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 15:19

photo_2016-06-19_12-07-40موزیک ویدیو گروه موسیقی «قانون» با عنوان «سودا یولاری sevda yolları» و به سرپرستی «مهدی فراهانی» منتشر و در دسترس مخاطبین قرار گرفت.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، گروه موسیقی «قانون» به سرپرستی «مهدی فراهانی» نوازنده و مدرس این ساز فعالیت خود را با انتشار موزیک ویدیو «سودا یولاری» آغاز کرد. آهنگساز این اثر «göksel baktagir» است و مهدی فراهانی به عنوان نوازنده قانون و تنظیم کننده در این اثر حضور دارد، لیلاعابدی، لیلاسرلک، فرشته مرادی، مهتاب نوری و سمانه عبدالرضایی به عنوان نوازنده های قانون در کنار رادین رفیع زاده (درامز) در موزیک ویدئوی «سودا یولاری» به هنرنمایی پرداخته اند. همچنین محمد زرنوش نیز کار ضبط، میکس و مسترینگ را انجام داده است.

«مهدی فراهانی» درباره رویکرد گروه «قانون» گفت: «این گروه تصمیم دارد در درجه اول با رویکرد شناساندن و معرفی ساز قانون که از سازهای فراموش شده ی دهه ای اخیر در ایران می باشد موزیک ویدیو هایی از تمامی سبک ها و آثار بین المللی و آهنگسازان معروف این ساز پخش کند،هدف اصلی ما هم معرفی این ساز به طور ویژه و پرداختن به وسعت و توانایی این ساز برای اولین بار در سبک های مختلف می باشد که در آینده کنسرت های این گروه نیز برگزار می شود.»

شایان ذکر است که معنای «سودا یولاری sevda yolları» به فارسی «جاده های عشق» است.

در ادامه می توانید موزیک ویدیو گروه موسیقی «قانون» با عنوان «سودا یولاری» را با اجازه صاحب اثر و از طریق سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» آنلاین ببینید و در صورت تمایل دانلود نمایید.

+دانلود «سودا یولاری» با کیفیت بالا

آنلاین ببینید (کیفین خوب):

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 15:19

عکس از بهمن بابازادهمحمد محبیان پسر حبیب برای بزرگداشت پدر وارد ایران شد (عکس)

«محمد محبیان» پسر «حبیب» برای مراسم بزرگداشت پدرش که ۳۰ خرداد ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۲ صبح در مسجد جامع شهرک غرب تهران برگزار می شود، وارد ایران شده است.

photo_2016-06-19_10-22-11

منبع: موسیقی ما

0 دیدگاه برای این خبر “عکس از بهمن بابازاده”

پاسخ دهید

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 13:45

بیستمین برنامه هزارصدا

بیستمین برنامه هزارصدا

مریم بهرامیان: بیستمین برنامه هزارصدا، با داوری «بنیامین»، «فرید احمدی» و «امیر قدیانی» و اجرای افتخاری «تورج شعبانخانی» برگزار شد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، بیستمین برنامه هزارصدا عصر روز جمعه بیست و هشتم خرداد ماه، با داروی بنیامین بهادری به عنوان کارشناس خوانندگی، فرید احمدی به عنوان کارشناس ترانه و امیرقدیانی به عنوان کارشناس آهنگسازی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد و در آن یک خواننده موسیقی سنتی که از شاگردان حسین علیشاپور است به عنوان نفر اول انتخاب شد.

در این برنامه که درست در روز هفتم درگذشت حبیب محبیان برگزار می شد، همچنین علی احمیان که یک خواننده جوان و خوش آتیه موسیقی راک است، قطعه مادر حبیب را به زیبایی اجرا کرد.

در ایتدای این برنامه، آرش نصیری، بنیان گذار، مدیر و مجری هزار صدا، شعر «به شب نشینی خرچنگ های مردابی/ چگونه رقص کند ماهی زلال پرست» استاد محمدعلی بهمنی را قرائت کرد. سپس تیتراژ برنامه پخش شد. آهنگ تیتراژ این برنامه، «امامزاده» این خواننده ی فقید بود که پخش آن مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت. سپس مجری از مصطفی پاریزی، نفر برتر برنامه قبل دعوت کرد که به عنوان مهمان، اجراهای این برنامه را آغاز کند. پس از آن کارشناسان برنامه روی صحنه دعوت شدند. بنیامین بهادری در ابتدای صحبتش در پاسخ به اینکه چرا تبلیغ این برنامه را در صفحه اینستاگرامش قرار نداده گقت به این پس از سخنان فرید احمدی و امیرقدیانی، برنامه آغاز شد و به ترتیب علی نظاری، ایمان نامی، علی بنیادی، احسان بهرامی، سجاد بازاج، محمدرضا رامزی و کیهان حکمت شعار آثار خود رو اجرا کردند و تحلیل آثار خود را شنیدند. پس از این اجراها کارشناسان، در فاصله اجرای استاد تورج شعبانخانی به شور نشستند و نفرات برگزیده را به این ترتیب انتخاب کردند:

نفر اول: علی بنیادی
نفر دوم: علی نظاری
نفر سوم: احسان بهرامی

قبل از اجرای هر خواننده، فیلم کوتاهی پخش می شد که خواننده بیوگرافی کوتاهی از خود بیان می کرد. علی بنیادی که نفر اول شد خود را از شاگردان حسین علیشاپور و خواننده موسیقی سنتی معرفی کرد که گاهی اوقات هم پاپ می خواند. انتخاب این خواننده به عنوان نفر اول در تیم کارشناسی که در آن ستاره اصلی بنیامین بهادری خواننده مطرح موسیقی پاپ است از نکات جالب این برنامه بود.

قبل از اینکه تیم کارشناسی نفرات برگزیده را انتخاب کنند، تورج شعبانخانی آهنگساز و خواننده قدیمی و نوستالژیک موسیقی پاپ دو قطعه از خود را برای حضار اجرا کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت. شعبانخانی وقتی روی صحنه حاضر شد گفت من حال خوشی ندارم و حتما باید سرحال باشم که بخوانم بنابر این فقط یک قطعه می خوانم و قطعه معروف «تو که نیستی» را اجرا کرد. بعد از اتمام این قطعه و با توجه به استقبال خوب تماشاگران و بنیامین بهاری و اعضای گروه کارشناسی که در این فاصله برای تماشای اجرای استاد بین تماشاگران حاضر شده بودند، قطعه نوستالژیک «هنوزم چشمای تو مثل شبای پر ستارست» را اجرا کرد. شعبانخانی پیش از این برنامه در ششمین برنامه از سری برنامه های سال اول برگزاری هزارصدا، در کنار سیدعباس سجادی و امیر شاهرخی به عنوان کارشناس خوانندگی هم حضور به هم رسانده بود. همچنین بنیامین بهادری و فرید احمدی پیش از این در اسفندماه سال ۹۳ یک بار دیگر و در آن زمان به همراه علیرضا میرآقا، آرش سعیدی و علی منصوری داوران برنامه هزارصدا بودند.

بیستمین برنامه هزارصدا

بیستمین برنامه هزارصدا

در یکی از بخش های این برنامه، خواننده یازده ساله یاسین گلشنی که فرزند خواننده تلویزیون عباس گلشنی ست، قطعه ای برای مادر خواند.

این برنامه دومین برنامه از سری جدید برنامه های مسابقه موسیقی هزارصدا در بخش موسیقی پاپ بود.

هزارصدا برنامه ای برای معرفی استعدادها و چهره های جوان و خوش آتیه موسیقی ست که در آن، برخلاف برنامه های معمول استعدادیابی موسیقی، خوانندگان آثار متعلق به خود را اجرا می کنند. این برنامه با مدیریت و اجرای آرش نصیری هرماه دوبار، یکی برای موسیقی پاپ و یک بار هم برای ساز و آواز و تصنیف موسیقی اصیل ایرانی برگزار می شود.

برنامه بعدی هزارصدا در روز دهم تیرماه و این بار در ژانر موسیقی اصیل ایرانی برگزار می شود. در برنامه قبلی هزارصدا که بعد از افطار پنج شنبه هفته گذشته بیستم تیرماه برگزار شده بود، محمدعلی بهمنی، مجید درخشانی و عبدالحسین مختاباد به عنوان داور حضور داشتند.

در ادامه هم عکسهای «موسیقی ایرانیان» (عکاس: طاها طالب) از این مراسم را مشاهده نمایید. (برای بزرگنمایی تصاویر، بروی هر یک از عکسها کلیک کنید)

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 13:45

قاسم افشار

قاسم افشار

photo_2016-06-19_10-28-40زینب مرتضایی فرد: وقتی حرف می زند به صدایش هم دقت می کنم. دقیقا همان صدایی است که در کارهای موسیقی اش هم می شنویم. او متعلق به نسلی است که برای خواندن و بودن در عرصه موسیقی راهی جز آموختن نداشتند، نمی توانستند با فن آوری ناتوانی هایشان را دور بزنند، زمان را دور بزنند و یک شبه راه چند ساله را طی کنند و معروف بشوند. آنها اگر معروف شدند هم به سبب توانایی هایشان در اجرا بود که به شهرت رسیدند و به خواننده هایی شناخته شده بدل شدند. قاسم افشار یکی از خواننده های یا استعداد و خوش صدای همین نسلی است که این روزها جایشان در عرصه موسیقی خیلی خالی است. با او درباره جای خالی او و هم نسلانش، تصمیم های تازه اش درباره کارش و… گفت و گویی انجام دادیم می توانید بخش هایی از آن را در ادامه بخوانید.

******

قطعه ای که فراموش نشده

به خاطر دارم سال ۷۵ یا ۷۶ بود که برای خوانندگی در صدا و سیما تست صدا دادم و زنده یاد بابک بیات گفت صدایم قابل قبول است و قرار شد همکاری هایی با هم داشته باشیم. مدتی بعد قرار شد قطعه «وقف پرنده ها» را اجرا کنم. شعرش برای استاد محمدعلی شیرازی بود، اهنگسازی آن را اکبر آزاد انجام داده و تنظیمش هم بر عهده بهروز صفاریان بود. این اثر یک کار زیست محیطی بود و در بین کارهایی که آن زمان تولید می شد زیبا بود. هنوز هم با گذر بیست سال هر جا اجرایی داشته باشم مردم دوست دارند آن را بشنوند و دوستش دارند. خلاصه که «وقف پرنده ها» اولین قطعه ای بود که خواندم و با آن به مردم شناسانده شدم.

درگیر و دار مجوز

در ابتدای کارم یک سال به من مجوز فعالیت در عرصه موسیقی را نمی دادند و می گفتند صدایم شبیه یک خواننده لس آنجلسی است. رویشان نمی شود بگویند ادا در می آوری و… . تا اینکه رفته رفته به دوستان ثابت شد اگر شباهتی هم هست یک چیز طبیعی است و دست خود من نیست. خیلی ها می گویند من و خواننده های هم نسلم کمرنگ شده ایم، اما ماجرا این است که ما این شرایط را به وجود نیاورده ایم. شرایط تغییر کرده و اوضاع به گونه ای پیش رفته که کار را در فضای مجازی منتشر کنیم نتیجه بهتری می گیریم. نمی گویم ما مقصر نیستیم اما سیاست های کلی موسیقی کشور انقدر تغییر کرد که خوانندگان نسل ما کمرنگ شدند. اغلب هم از این شرایط ناراحت هستند.

مجوز هست، سالن نه

سال گذشته از وزارت ارشاد من را دعوت کردند و پرسیدند چرا کنسرت نمی گذارم. گفتم کجا کنسرت بگذارم؟ گفتند شما هنرمند درجه یک هستی و می توانی در تالار وحدت کنسرت بگذاری. مجوزهای لازم را هم به من دادند اما روزهای نامناسبی را برای اجرای کنسرت به من ارائه کردند. من هم نپذیرفتم. وقتی در تهران اصولا همه پنجشنبه و جمعه به کنسرت می روند چرا باید اجرا در روزهایی را که مردم شرایط و امکان حضور در کنسرت ها را ندارند بپذیرم. با خودم گفتم حتما دوباره پیگیری می کنند و مسئله را با هم حل می کنیم اما حتی دیگر تماسی گرفته نشد که بپرسند چه شرایطی را می خواهم.

مگر ما چه می خواهیم؟

راستش گاهی با خودم به این فکر می کنم که از دنیای مجاز موسیقی خداحافظی کنم. آنها که دارند غیرمجاز کار می کنند و کلیپ هایشان در شبکه های ماهواره ای پخش می شود شرایط بهتری برای کار دارند! ما که همیشه کاملا قانونی عمل می کنیم نه حمایت داریم و نه همراهی. کلیپ ها باعث می شوند مردم با هنرمند ارتباط بهتری بگیرند، اما ما فضایی برای پخش آنها نداریم. مردم دیگر هیچ کلیپی را با تصویر گل و پرنده نمی پذیرند، این کارها ۲۰ سال پیش جواب می داد.

همه کاره های کم توان

ترانه همیشه برای مردم ما مهم بوده و به تبع آن ترانه سراها و فعالان موسیقی هم به ترانه بسیار اهمیت می داده اند. خوشبختانه شاعران خوبی هم داریم چه در نسل جوان و چه قدیمی ترها. اما متاسفانه شاهد هستیم که هر روز بار شعری آلبوم های موسیقی کم و کمتر می شود. هر چند هنوز هم شعرهای قوی وجود دارند اما اگر بخواهیم شرایط کارها را با ده سال پیش مقایسه کنیم می بینیم ترانه های آن سال ها نه یک سر و گردن بلکه ۱۰۰ سر و گردن بالاتر از ترانه های امروز بودند. امروز خواننده خودش ترانه می گوید، آهنگ هم می سازد، تنظیم کار را هم خودش انجام می دهد و به همین دلیل هم شاهد اتفاق خاصی هم در کارها نیستیم. مگر یک ذهن چقدر توانایی دارد که هم ملودی بسازد، هم شعر بنویسد، تنظیم کند و خوب بخواند؟ برای همین است که شاهد این هستیم که در اغلب آلبوم های موسیقی نیمی از قطعات به هم شبیه هستند.

عقب نشینی بزرگ ترها در موسیقی پاپ

هر چه جلوتر می رویم بزرگ ترهای موسیقی بیشتر عقب نشینی می کنند و افراد تازه وارد کار می شوند. ورود آدم های جدید در عرصه های مختلف اتفاقی است که در همه دنیا رخ می دهد اما هیچ جا با ورود تازه ها قدیمی تر ها حذف نمی شوند و یا شرایطی ایجاد نمی شود که خودشان عقب نشینی کنند. فرصت کار برای همه به یک اندازه فراهم است و این مردم هسند که تصمیم می گیرند کجا بروند و چه چیزی را گوش بدهند. در تهران دو تا سالن خوب داریم که آن هم مشخص است متعلق به کدام خواننده هاست. در تیتراژخوانی ها هم همین اتفاق ها رخ می دهد و این امتیاز تنها به بعضی افراد تعلق می گیرد.

قاسم افشار

قاسم افشار

پول در عالم موسیقی چه می کند؟

زمانی که ما کارمان را شروع کردیم از سالن ۵۰۰ نفری تا ۸ هزار نفری را هم در فضای باز پر می کردیم، اما آن زمان همه چیز یک توجیه منطقی داشت. پول سالن، بلیت ها، دستمزدها و … در یک چارچوب مشخص پیش می رفتند اما اکنون خواننده برای دو شب اجرا ۱۴۰ میلیون تومان دستمزد می گیرد و این موضوع روی بقیه قیمت ها هم تاثیر می گذارد. بلیت گران می شود، سالن گران می شود و … حالا فکرش را بکنید خواننده جوانی که می بیند می تواند یکی دو ساله میلیاردر شود در این شرایط چقدر تغییر می کند و اخلاقش عوض می شود. در نتیجه این شرایط عدد و رقم ها موسیقی را تحت تاثیر قرار داده اند و کار به جایی رسیده که خواننده آلبوم می دهد که کنسرت بگذارد و هزینه های آلبوم را برگرداند. با خودش می گوید چند تا اجرا بروم هزینه های آلبوم را برمی گردانم و سود هم می کنم. در واقع کمتر این فکر هست که آلبومی تولید شود تا هواداران خواننده بیایند و لذت ببرند.

دلیل بی توجهی به آلبوم

آلبوم دیگر فروش نمی رود، پس فقط منتشر می شود که کنسرت برگزار شود. یک آلبوم باید با هزینه های الان ۲۰۰ هزار تا تولید شود تا جوابگوی هزینه ها باشد. با ۱۰ هزار و ۲۰ هزار تا هیچ هزینه ای باز نخواهد گشت. من در کار نشر نیستم اما می دانم وقتی تعداد محددوی منتشر می شود فقط در تهران توزیع می شود. یک زمانی یک شرکت فرهنگی ۲۰۰ هزار تا تولید می کرد سراسر کشور پخش می شد. اما حالا ۱۵ تا ۲۰ هزار تا فقط در تهران پخش می شود و جاهای دیگر کارها دانلود می شود. حالا اینها را بگذارید کنار شرایط تولید آلبوم. هر قطعه ۲۰ میلیون هزینه دارد اگر قرار باشد ۱۰ قطعه کار کنیم و برای هرکدام این مبلغ را بپردازیم ۲۰۰ میلیون تومان فقط هزینه آلبوم خواهد بود و با فروش آلبوم به هیچ عنوان این مبلغ برنمی گردد. آن هم در شرایطی که موسیقی امروز کالای تزیینی زندگی بوده و جزو مایحتاج اصلی محسوب نمی شود.

آیا امیدی هست؟

من در عرصه موسیقی هیچ آموزشی ندیده ام. از ۱۵-۱۶ سالگی کارم را خودم شروع کردم از آن سال ها که کار می کردم هیچ استادی نداشتم. موسیقی من عشقم است و از بچگی شیفته اش بودم. من قبلا بازار آهن کار می کردم. در واقع بیزینس های متعددی را تجربه کرده ام. اما چند سالی است که فقط من هستم و موسیقی. همین هم که خدا ته صدایی به من داده و تنم سالم است راضی هستم، اما هیچ امیدی به بهتر شدن شرایط ندارم. اگر قرار بود اتفاق خوبی بیفتد تا به حال افتاده بود، وقتی افراد گلچین می شوند و هیچ کس حواسش به ما نیست، باید فکر کار خودم باشم و گوشه ذهنم این گزینه را که آیا دوست دارند ما غیر مجاز شویم یا نه را بررسی کنم.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 13:45

n00062680-r-b-001Bita Yariبیتا یاری: بالاخره همانگونه که پیشتر نیز حدسهایی زده می شد جمهوری آذربایجان به ثبت کمانچه به نام ایران در فهرست میراث ناملموس جهانی به سازمان یونسکو اعتراض کرده و ثبت این ساز فولکوریک-کلاسیک آرشه ای ایران را با چالش جدی مواجه ساخته است. بابک خضرائی، پژوهشگر موسیقی و عضو کارگروه پرونده ثبت ساز کمانچه با ذکر این خبر اعلام کرد: «پرونده و مدارکی که ایران برای ثبت ساز کمانچه فرستاده شده باید بازنویسی شود.» این مدرس دانشگاه همچنین درباره برخورد مسئولین سازمان یونسکو اعلام کرد:« برخورد سازمان یونسکو با هر کشوری با هر میزان سابقه تاسیس و پیدایش مرزهای جغرافیایی یکی است و سازمان میراث فرهنگی و کارگروه ثبت کمانچه در حال تعامل با طرف آذری هستند تا پرونده جدید تهیه و به ثبت برسد.»

آنچنان که از این گفته ها برمی آید تاکنون پیشنهاد سازمان یونسکو به طورمشخص در این باره ثبت مشترک میراث بوده است اما اینکه سازمان میراث فرهنگی چه اقدامی خواهد کرد و چگونه این مساله را حل می کند چالشی است که امید به حل آن در دولت تدبیرو امید بیشتر از هر زمان دیگری است.

اقدام اول

سال گذشته کارگروهی زیر نظر سازمان میراث فرهنگی با همکاری کارشناسان خانه موسیقی تشکیل شد تا ثبت ساز آرشه ای کمانچه پیشتر از آنکه توسط سایر کشورها به ثبت برسد اقدام شود. و فروردین ماه گذشته در رسانه ها اعلام شد که پرونده ساز کمانچه به نام ایران در سایت یونسکو درج شده است تا برای میراث ناملموس سال ۲۰۱۷ مورد بررسی و ثبت قرار گیرد.

در این باره، فرهاد نظری مدیرکل ثبت آثار تاریخی فروردین ماه امسال پس از ارسال پرونده این میراث ناملموس به سازمان یونسکو گفته بود: « کمانچه ایران برای سال ۲۰۱۶پیشنهاد و از سوی یونسکو اعلام وصول شد. این پرونده با شماره ۱۰۷۱در فهرست موقت یونسکو قرار گرفته تا اینکه جهانی شود.»

داریوش پیرنیاکان عضو شورای عالی خانه موسیقی که در هنگام ثبت ساز تار به نام کشور اذربایجان شدیدترین اعتراضات را کرده بود به عنوان مدیر کارگروه پرونده ثبت ساز کمانچه با مسولان سازمان میراث فرهنگی همکاری کرد . این نوازنده تار نیز گفته بود که جمهوری آذربایجان نیز تلاش می کرد تا کمانچه را به نام خودش ثبت کند، او پس از ثبت پرونده ارسالی کمانچه به یونسکو در مصاحبهای اعلام کرده بود : «احساس کردیم سازهایی که در منطقه وجود دارد، ممکن است توسط کشورهای دیگر به ثبت جهانی برسد، بنابراین سعی شد تا این پرونده را تدوین کرده و به یونسکو ارسال کنیم.» لازم به ذکر است همراه پرونده مستندات ، از مراحل ساخت، نواختن و جامعیت ساز کمانچه در میان اقوام ایرانی فیلمی ده دقیقه ای ساخته شده و به یونسکو ارسال شد تا نشان دهد هر یک از اقوام ایرانی در لباس های محلی خود چگونه نواختن این ساز را آموزش دیده و حتی برای آن کلاس های آموزشی برگزار می کنند.

گسترش مرزها به اقصی نقاط جهان

می گویند «اسحاق موصلی» فقیه، محدث، ادیب، شاعر، موسیقیدان، خواننده و نوازنده برجسته دوران خلافت عباسیان، نواختن ساز بربط (عود) در دیگر کشورها را، نشانه گسترش مرزهای جغرافیایی کشورش تا آن منطقه می دانسته است، چرا که او نیز مثل هنرمندان بیش از همه باور داشته که نفوذ فرهنگ و هنر بر سایر کشورها بیشتر از هر گونه کشورگشایی تاثیر دارد و در جهان امروز اعتبار هر کشوری به میراث های فرهنگی است که برای جهانیان دارد و این گونه گوشه یی از تمدن خود را به جهان عرضه می دارد. از این رو حفاظت از میراث هنری و توجه کردن به آنها اولویتی است که باید به منظور عزت و شکوه کشور پاس داشته شود.

تجربه تلخ ثبت تار به نام جمهوری آذربایجان

پاییز سال ۹۱ هنگامیکه اخبار مربوط به ثبت ساز تار در فهرست میراث ناملموس جهانی سازمان یونسکو به علت کوتاهی مسئولان میراث فرهنگی وقت کشورمان به نام جمهوری اذربایجان منتشر شد واکنش بسیاری را در بین علاقمندان فرهنگ و هنر کشورمان را برانگیخت و از همان زمان نیز هشدارهایی مبنی بر تعجیل در ثبت ساز کمانچه داده شد؛ چرا که جمهوری آذربایجان برای آن نیز دندان طمع تیز کرده بود و اخباری مبنی بر اقدام سایر کشورهای همسایه در ثبت موارد دیگری که جزو میراث ناملموس کشورمان است شنیده می شد. از این رو اقدام برای ثبت این ساز باید در اولویت قرار می گرفت و با توجه به حاد بودن موضوع۴ سال تاخیر برای ثبت آن توجیه ناپذیر است. البته در آن روزها بسیاری از هنرمندان که در چند دهه گذشته گشایشی در حفظ حرمت موسیقی و موزیسین ندیده بودند نیز از اینکه ساز ایران به نام اذربایجان ثبت شود ابراز خوشحالی کردند چرا که معتقد بودند آنها میزبانهای شایسته ای برای این ساز بوده و هستند و قدر موسیقی و هنرشان را می دانند.

با این همه ، در سال ۹۱ مسئولین وقت میراث فرهنگی کشور ما به علت داشتن نگاهی محدود و تنگ نظری در حوزه فرهنگ و تمدن، متوجه نبودند که اگر یک شخصیت ایرانی در حوزه فلسفه، ادبیات، موسیقی و یا یک ساز به عنوان میراث فرهنگی به ثبت جهانی برسد در دراز مدت باعث اعتبار ایران در سطح جهان می شود.

ثبت سازها بدون ذکر پیشینه آنها

بسیاری از استادان موسیقی کشورمان در همان روزهای ثبت تار به نام جمهوری آذربایجان، آنها را به کتمان تاریخ متهم کردند چرا که این جمهوری تازه تاسیس در اسناد ارائه داده به یونسکو به هیچ عنوان از زادگاه و پیشینه تاریخی ساز تار و حتی پیشینه تاریخی مُقامات که از موسیقی ردیف دستگاهی ایران نشات گرفته نیز حرفی نزده بود و بدون ذکر تاریخچه، هر دو این موارد را در فهرست میراث ناملموس جهان به نام خود درآورد. و البته این اشکال بر سازمان جهانی یونسکو نیز هست که بدون در نظر گرفتن تاریخ سرزمینها، هر ادعایی از کشوری که تنها ۲۶ سال سابقه پیدایش مرزهای سیاسی آن است را می پذیرد. بگذریم که رپرتوار ساز تار در کشور ما تدوین یافته و آذربایجان در این زمینه ادعایی ندارد.

حرکت با چراغ خاموش یا نفوذ بیشتر

بسیاری بر این باور هستند که اگر ارسال پرونده ثبت ساز کمانچه در آرامی و به صورت چراغ خاموش صورت می گرفت از خبردار شدن جمهوری آذربایجان و در نتیجه اعتراض این کشور جلوگیری به عمل می آمد و بدون دردسر این پرونده به ثبت جهانی می رسید. اما باید گفت که همه ساله پرونده های ارسالی پذیرفته شده از سوی یونسکو بر روی وب سایت آنها درج می شود و حتی اگر سکوت در این باره صورت می گرفت بازهم از روی اطلاعات سایت یونسکو آنها باخبر می شدند.

البته مساله مهمتری که باید در نظر داشت موضوع نفوذ جمهوری اذربایجان در سازمان یونسکو است. این کشور تازه تاسیس و جهان سومی همه ساله به سازمان یونسکو کمکهایی را تقدیم می کند و از این رو برای خود اعتبار ویژه ای فراهم کرده است. و مدیران یونسکو برای کشور اذربایجان جایگاه ویژه ای قایل هستند.


رایزن فرهنگی و رایزنی فرهنگی

هر چند سخت است اما باید پذیرفت که در جهان امروز، ارتباطات و نفوذ در جامعه جهانی حتی در عرصه فرهنگ راهگشا است. به عنوان مثال وقتی کشور عربستان می تواند با کمک مالی در سازمان ملل نامش را از لیست سیاه حذف کند کشور آذربایجان چرا نتواند با همین شیوه خود را میراث دار برخی سازهای مشترک با ایران بداند؟ در جهان امروز تنها رایزنی سیاسی از اهمیت ویژه ای برخوردار نیست بلکه بسیاری از کشورها به درستی دریافته اند که باید رایزن فرهنگی و رایزنی فرهنگی داشته باشند تا اعتبار ویژه ای از فرهنگ و هنر برای اعتلا بخشیدن به شکوه و نام کشورشان در نظر جهانیان فراهم کنند که البته این موضوع نیز در این سالها در کشور ما مغفول مانده ماست. چه آن سالها که با بی لیاقتی مدیران دولتی سازمان میراث فرهنگی ساز تار به نام کشور دیگری ثبت شد و چه این روزگار که از بحران هسته ای با سیاست گفتگو گذشتیم اما از اعزام ارکستر سمفونیک تهران به نیویورک در سال گذشته برای اجرا در کنفرانس سالانه سازمان ملل عاجزیم. و شاید برای راه حل اعتراض این کشور همسایه به ثبت کمانچه هنوز نیاندیشیده باشیم.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 12:44

۱۴۵۵۳۱۹۷۱۴۱۱۸_Mehdi Ghasemi-13یک نوازنده و آهنگساز از برگزاری کنسرتی خیریه خبر داد که عواید آن صرف زنان سرپرست خانوار خواهد شد.

کیوان ساکت اظهار کرد: کنسرت گروه «وزیری» ۳۱ خردادماه در تالار وحدت برگزار میشود. این اجرا با هدف تکریم دکتر احمد حلت است و وحید تاج نیز خوانندگی آن را برعهده دارد.

او ادامه داد: گروه «وزیری» برای انجام کارهای خیر پیشقدم میشود و کنسرتهایی را در این راستا و به شکلهای مختلف برگزار کرده است. وقتی از من خواسته شد که این اجرای خیریه را برگزار کنم، استقبال کردم و قرار است بخشی از قطعات سازی و آوازیام را مانند «خاک وطن»، «چارداش»، «مارش ترکی»، «یک خانه پر زمستان» و… اجرا کنم.

ساکت با اشاره به اینکه این کنسرت به دعوت بنیاد خیریهی «فیروزنیا» اجرا میشود، گفت: این بنیاد خیریه حامی زنان است و عواید این کنسرت نیز بهطور کامل به نفع زنان سرپرست خانوار هزینه خواهد شد.

این هنرمند همچنین اظهار کرد: سروش عازمیخواه (پیانو)، علیاکبر خادم (تنبک و سازهای کوبهای) و مهدی غلامی (دف) در این اجرا ساز خواهند نواخت.

کیوان ساکت در سال ۱۳۷۵ گروه «وزیری» را تأسیس کرد و از آن زمان تا کنون آثار زیادی را با این گروه اجرا کرده است. او در سال ۱۳۶۹ به دعوت پرویز مشکاتیان بهعنوان نوازنده و تکنواز به گروه «عارف» دعوت شد و حاصل این همکاری آثاری مانند «افشاری مرکب»، «افق مهر»، «وطن من» با صدای ایرج بسطامی و «مقام صبر» است.

«بی کاروان کولی»، «جامهدران»، «سبکبال» و «ماهبانو» از جمله آثار او است.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 11:25

۱۸۶۷۹۱۴-e1444735064112چندی پیش بزرگداشت استاد حسین علیزاده با هدف تکریم مفاخر فرهنگ و هنر ایران و به همت کانون موسیقی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در آمفیتئاتر دانشکده علوم برگزار شد. در ادامه متن کامل این سخنرانی را میخوانید:

  • به شرایط موسیقی ایران باید درست نگاه کرد

حسین علیزاده در ابتدای این سخنرانی با اشاره به دلیل حضورش در دانشگاه فردوسی مشهد گفت: «خوب است که شما بدانید دانشجوی «مشهدی» در قد اول دانشجوی مشهدی نیست و دانشجوی «ایرانی است»، و دانشجوی تهرانی یا شیرازی هم دانشجوهای تهرانی و شیرازی نیستند و دانشجوهای ایرانی هستند. اگر که مسائلی دانشجویان عزیز مشهدی را رنج دهد یا خوشحال کند درواقع یک ایرانی رنج میکشد یا خوشحال میشود، چون به شرایط موسیقی ایران باید درست نگاه کرد و اینجا شرایط خوبی ندارد این شرایط شهر مشهد و دانشجویان مشهد نیست، شرایطی از بخشی از ایران است و شرایط ما ایرانیهاست. این است که اگر من برحسب وظیفه و عشق اینجا حضور دارم به خاطر همدردی یا همراهی با دوستان دانشجوی هموطنم است.»

وی افزود: «مشهد جزوی از خاک ایران هست که خیلی هم ویژه است، واژه مقدس به هر شهری گفته نمیشود و به شهر مشهد گفته میشود. مقدس از قداست مردم میآید و آن چیزی که مردم به آن عشق میورزند و به آن احترام میگذارند قداست آن شهر را بالا میبرد. تمام مردمی که نسل به نسل زندگی کردند این مقدسات را به بعدی سپردند و این احترام در دل و جان مردم از طفولیت کاشته شده است ولی یادمان باشد احترام انسان و احترام یک ایرانی هم جزو مقدسات است. من نمیتوانم آدم مقدسی باشم یا مروج مقدسات باشم ولی به ایرانیها و هنرمندان ایرانی توهین کنم.»

  • فاصله بین هنرمندان و مسولین

خالق موسیقی فیلم«دلشدگان» در ادامه با اشاره به برگزاری مسابقات قرآن در کشور گفت: «میدانیم که در سال رقابتهای زیادی در کل کشور گذاشته میشود که در واقع یک نوع مسابقه هست که قاریان قرآن شرکت میکنند که با هم رقابت کنند. اینها شرکت نمیکنند که آیههای قرآن را تفسیر کنند یا نظر خودشان را بگویند، چنین چیزی قرار نیست بلکه اینها شرکت میکنند برای اینکه هرکس با موسیقی بهتر قرآن و آیهها را خواند و با کیفیت موسیقی بهتری خواند اثرگذاری بیشتری دارد و آن شخصی که با موسیقی خیلی خوبی آیات را خوانده تشویق میشود و جایزه میگیرد، از هرجای دنیا هم میتواند شرکت کند. فکر میکنم قبل از اینکه به مجاز بودن یا نبودن موسیقی فکر کنیم باید فکر کنیم اصلاً چرا موسیقی وجود دارد؟ آیا میشود در هیچ تمدنی موسیقی نباشد؟ و آیا همه کشورهای دنیا موسیقی در آنها تحت نظارت هست و فقط یک عده باید تصمیم بگیرند که مردم چگونه موسیقی گوش کنند؟»

این موسیقیدان با بیان این که هر جامعهای که واقعاً تکیه معنوی از نظر فکری داشته باشد هنرهای مختلف و به خصوص موسیقی جایگاه خیلی خیلی بزرگی در آن دارد، عنوان کرد: «وقتی جامعه به لحاظ فکری خوب ساخته شود بعداً دیگر به وزارت ارشاد احتیاج نداریم. یعنی من هم که پنجاه سال در موسیقی فعال بودم باید فلان کسی که در وزارت ارشاد حکم میگیرد و پشت میز مینشیند در مورد من یا کار من تصمیم بگیرد. آیا تجربه مرا دارد؟ آیا شناخت مرا دارد؟ و آیا حساسیت من به شرایط موسیقی در کشورم را دارد؟ ندارد، اصلاً اطلاعاتش را ندارد و فقط با حکم اداری به آنجا آمده است. ما اگر بخواهیم به مسائل خودمان به شکل انتقادی نگاه کنیم یک فاصلهای بین مسئولین و هنرمندان ایجاد میشود.»

  • هنرمند تعهد هنری دارد نه یک حکم اداری

حسین علیزاده ادامه داد: «چرا به هنر که میرسیم فکر میکنیم نیازی به کارشناسی نیست یا از کسانی کارشناسی میگیریم که خیلی سرسپردگی دارند یعنی هنرمند یک تعهد هنری دارد نه یک حکم اداری، در بسیاری از تصمیمات موسیقی یا بحثهای موسیقی غیر از دانشگاه که جزو وظیفه خودم میدانم در جمع شما شرکت کنم و نیرو و انرژی خودم را زیاد میکنم ولی خیلی جاها بوده که ما دل سوزاندیم و بحث کردیم و جدل کردیم برای پیشبرد هنری که اتفاقاً اگر ما کارشناسیاش کنیم به جایگاه واقعی میرسد و نیازی نیست که ممیزی شود یا مرتب از طریق شوراهایی که تخصص یا صلاحیتش را خیلی ندارند کارها بررسی شود. منظورم خودم نیست، هم دورهها و تمام هنرمندانی که در تاریخ ایران جاودانه هستند برای ارتباط مردم نباید اجازهنامه داشته باشند که با مردم ارتباط برقرار کنند.»

رکوردار جایزه سیمرغ بلورین موسیقی متن جشنواره فیلم فجر در ادامه خطاب به مسئولین کشور گفت: «چند ماهی است ما دهه فجر را پشت سر گذاشتیم. از یک نظر بسیار زیباست که ایام فجر و پیروزی را داریم. در این ایّام اصلش این است که از کسانی یاد کنیم که از جانشان گذشتند و از طیفهای مختلف اجتماعی هم بودند، وقتی میخواستند که به آزادی و ایدهآلشان برسند از همهچیز گذشتند و الآن ۳۷ سال از آن زمان میگذرد و قرار است هرسال یاد کنیم. همه ما به طور ملموس نزدیکانی داشتیم که از دست دادیم، چه زمان جنگ و یا در زمان انقلاب، خیلی از دانشجویان و شاگردان و دوستان و همکارانمان رفتند و خیلی از شهدایی که جانشان را گذاشتند. حال ده روز قرار است که یک یادبودی باشد، این ده روز خیلی میتواند بار معنوی داشته باشد. اما چرا باید طوری باشد که من که شخصاً از کسانی که در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی بودم چرا رغبت نمیکنم آنطور که باید به این ده روز نگاه کنم؟ موسیقی فقط ده روز نیست، یعنی برای موسیقی بودجه بگذاریم و خرج کنیم برای ده روز؟ و ۳۵۵ روزش را به موسیقی توهین کنیم و شرایط بدی برایش بگذاریم و فقط در این ده روز به شکل تبلیغاتی به آن نگاه کنیم.»

  • دهه فجر باید با تومان و ریال سنجیده شود؟

خالق «نینوا» با اشاره یه رویکرد پررنگ اقتصادی دوره گذشته جشنواره موسیقی فجر، عنوان کرد: «آیا شما هیچ روزنامهای خواندید که در مورد ماهیت این ده روز صحبت شود؟ یا فقط خواندید که فلان کنسرت در جشنواره چقدر فروخت و فلان قرارداد چقدر بود؟ همه چیز با مادیات سنجش شد و تمام امکانات دولتی در اختیار این است که چه کسی پول بیشتری در این ده روز میسازد؟ و در خبرها تیترهای بزرگ روزنامه میآید که فلان کنسرت فروخت و بلیطها تمام شد. مسئولین، اگر فرصت چرخ زدن در شهر ندارند همین روزنامهها را مطالعه کنند، واقعاً دهه فجر باید با تومان و ریال سنجیده شود؟ چرا باید تمام این ده روز صحبت این باشد که کدام کنسرت چقدر فروخت یا دستمزد فلانی چقدر بود. آنوقت جالب است همه بدون استثناء میگویند چقدر میدهی که در دهه فجر شرکت کنیم؟ و این اولین سؤالیست که پرسیده میشود! معنویات این ده روز کجاست؟»

این استاد موسیقی ایرانی ضمن بیان این که در این ده سال اخیر یاد گرفتیم در مورد هرچیز میتوانیم با تبلیغات جلو برویم، عنوان کرد: «در شهرهایمان که نگاه کنیم میبینیم که تابلوها خیلی زیادتر شده و به ظاهر فکر میکنیم شهر فرهنگی شده است. اینها همه صندوقهای پول شهرداری است که در شهر کاشته شده و از اینها میشود استفاده خوب یا بد کرد ولی اتفاقاً بیشتر روی درآمد فکر میشود و شما میتوانید یک مسئله فرهنگی خیلی خیلی نازل را اگر که سرمایه پایش بگذارید میتوانید رواج دهید و در شهر جلوی چشم همه بگذارید و یواش یواش توجیه کنید که این از بهترین نوع هنر هست که دارد عرضه میشود.»

  • ساز و موسیقی که سمبل صلح و عشق است

علیزاده بیان کرد: «ما اهل موسیقی که مستقلاً از فستیوالها دعوت میشویم و معمولاً هم تمام قراردادها و رفت و آمد و اقامت در سطح بسیار خوبی است. در خیلی از این فستیوالها حتی بلیط هم فروخته نمیشود. یا مثلا فلان برنامه رادیویی در فرانسه ما را دعوت میکنند بلیت خیلی سمبولیک و به قیمت خیلی ارزان فروخته میشود یا اصلاً فروخته نمیشود که مردم بیایند. توجه داشته باشید ما را رایگان دعوت نمیکنند، بهترین قراردادها را میبندند، چرا این کار را میکنند؟ اتفاقا موسیقیهای سرگرمکنندۀ خودشان کار خودش را میکند و خیلی هم درآمدزاست. اما دولتها مثلاً میگویند موسیقی دورۀ باورک، یا موسیقی آنتیک یا موسیقی قدیمی اروپا یا اصولاً همین الان موسیقی کلاسیک؛ میدانید که موسیقی پاپ در تمام دنیا هم درآمدزاست و هم انبوه جمعیت همیشه مصرفکنندهاش هست. در کشورهای غربی و اروپایی یا آمریکا هم ارکسترهای سمفونیکشان اگر قرار باشد فقط با فروش بلیت جلو بروند دچار مشکل مالی میشوند و آنها حامیان مالی دارند که دولتهایشان این قانون را گذاشته که وقتی حمایت میکنند از مالیات معاف میشوند و سرمایهداران تشویق میشوند که از هنرها حمایت کنند و شما میبینید با اینکه از نظر درآمدزایی آثار هنری در همه رشتهها این درآمدزایی را ندارد ولی سر پاست برای اینکه آن برای جامعه و فرهنگ جامعه مهم است.»

وی افزود: «دعوا با کسی نداریم، اصلاً ساز و موسیقی که سمبل صلح و عشق است اما بیخودی با ما خشونت میکنند و وقتی میخواهیم کنسرت بگذاریم بیخودی لشکرکشی میکنند. کافیست بگویند نمیگذاریم اجرا شود، جلوجلو کنسرت را قطع میکنیم برای اینکه وقتی حتی این جمله گفته میشود تمام روان و روح و احساس آدم در آن لحظه تحتالشعاع آن مسئله قرار میگیرد و خیلی خاطرات داریم و حتماً باید در کتابهایمان بنویسیم که وقتی در ایران کنسرت اجرا میکنیم متأسفانه احساس امنیتمان کمتر است تا کشور خارجی!»

  • ما در ایران مدافع موسیقی شدهایم و هنرمند موسیقی نیستیم

این نوازنده تار و سهتار ادامه داد: «این موسیقی و هنر این افتخار را به من داده که در حضور شما باشم و فقط مردم پشت آن هستند، اگر روزی برسد که مسئولین هم نگاه مردم را داشته باشند از این پتانسیل مردم استفاده میکنند. اینجا مردم سرمایهگذاری روی روح و عشقشان میکنند، حامی مالی نیستند. البته وقتی در خیلی از کنسرتها حضور پیدا میکنند معنی حامی مالی هم پیدا میکند. خدا نکند شرایط دوباره به آنجا برسد که برای حمل ساز باید مجوز میداشتیم. ما در ایران مدافع موسیقی شدهایم، ما هنرمند موسیقی نیستیم، مرتب یک سپر جلویمان است که باید از موسیقی دفاع کنیم. اگر روزی بشود که هنرمندان بتوانند ذهنشان را پرواز دهند و زمینی نباشند، آنوقت هنر موسیقی ایران به جایگاه واقعی خودش میرسد.»

علیزاده با بیان خاطرهای از دوران حضورش در آلمان گفت: «سال ۶۲ بود که از ایران رفته بودم و کشور آلمان بودم، وکیلم میخواست اقامت آنجا را برایم بگیرد و حاضر نشدم به خاطر شرایطی که میخواستم و همچون همیشه میخواستم به ایران برگردم، بالاخره در آنجا شروع به درس خواندن کردم و اقامت دانشجویی داشتم ولی تسهیلاتی میخواستند برایم قائل شوند و وکیلم گفت کافیست پلیس آلمان بداند شما چه سابقهای دارید، خب این سابقه را چه کسی به من میدهد؟ آن ارزش و ملت و مردم خودم میدهند. پلیس آلمان به من میگوید آیا شما در کشور خودتان شناخته شده هستید؟ خیلی سؤال قشنگی بود. یعنی آیا مردمت به تو اعتبار میدهند که ما به شما اینجا اعتبار دهیم؟ برای اینکه آن موقع ۳۲ ساله بودم و اگر ده سال پیش هم این سؤال را میکرد میگفتم بله هستم. من از روزی که با دلم شروع به ساز زدن کردم و اولین ضبط رادیوییام را در سال ۱۳۴۹ کردم که ۱۹ ساله بودم بعدش مردم حامی من شدند و تمام انرژی و عشقم را از مردم ایران گرفتم.»

  • احساس میکنیم نفاق بین مسئولین هست

خالق آلبوم «ترکمان» ادامه داد: «ببینید یک موقعی بود که اگر کنسرتی لغو میشد اتفاق خیلی عجیبی بود، همه جا میپیچید. نه اینکه الآن نپیچد ولی کم کم دارد عادی میشود. چرا به این مسئله فکر نمیشود که ناهماهنگی اجتماعی و حتی درگیریهای اجتماعی تا ایستادن در مقابل حق میتواند در جامعۀ ما خطرناک باشد به خاطر اینکه شرایط بسیار حساسی دارد در منطقه اتفاق میافتد که یک مسئله جهانی هست و ایران کشوریست که در آن امنیت هست و قدرت دارد و این امنیت را نگه داشته است. میدانید که دور و بر ما اصلاً امنیت وجود ندارد، خب این خیلی راحت به دست نیامده و برای همۀ ما ایرانیها افتخار است و به همه کسانی افتخار میکنیم که با جان و دل امنیت کشور را حفظ میکنند اما فکر نمیکنیم با یک غفلت کوچک کم کم این نفاق را داریم به وجود میآوریم.»

علیزاده در ادامه با بیان این که ما ملت ایران احساس میکنیم نفاق بین مسئولین هست، عنوان کرد: «وقتی که رئیسجمهور انتخاب میشود و وزیرش را انتخاب میکند فقط آن وزیر برای رئیسجمهور اعتبار دارد چون وقتی حکمی را امضا میکند یا مجوزی را امضا میکند خارج از اتاق خودش هیچ ارزشی ندارد برای اینکه به او بها داده نمیشود. و آیا تمام دنیای پیشرفته از احترام به قانون نمیآید؟ یعنی هر کشوری که فرهنگش بالا باشد احترام به قانونش بیشتر است. ما مشکلمان این است که وقتی میخواهیم یک کار اداری انجام دهیم بعضی بلدند، ما نمیدانیم آن زیرمیزی را باید با چه ادبیاتی بگوییم که کارمان راه بیفتد! چون بدون آن نمیشود، امّا آن هم برای مراجعهکننده مهارتی میخواهد که قبلاً به آن پول چای میگفتند ولی الان علنی باید بنشینی و با او قرارداد ببندی!»

  • عدهای بنابرمصلحت با موسیقی مخالفت میکنند

وی افزود: «قطعاً مسئولین کشور میدانند که قانون موقعی ارزش دارد و مهم است که خود مسئولین اول آن را رعایت کنند، ضمناً آیا احساس خطر نمیکنند که جریانات خود به خودی که یکهو صد نفر موتورسوار یک جا میریزند یواش یواش خشونتی بینشان اتفاق بیفتد؟ بالاخره توهین به ملت است که وقتی بلیط تهیه کرده احساس ناامنی بکند وقتی که میآید هرجور توهینی به او بشود. این احساس عدم امنیت یواش یواش خشونتی به وجود میآورد و ممکن است مردم را مقابل هم قرار دهد، بیایید در شرایط حساس کنونی به این مسئله فکر بکنیم که آیا این باعث نمیشود که خدایی نکرده حتی تبدیل به جنگ داخلی بشود؟»

سرپرست گروه موسیقی «همآوایان» ادامه داد: «در خیلی از شهرها وقتی کنسرتهای بزرگ مجوز داده نمیشود نگرانند از این که جمعیت زیاد میآید، میدانید که قانون است که بالای هزارنفر به شهرستانها مجوز نمیدهند و یا خیلی جنبههای امنیتی دارد. ولی به این موضوع فکر کنند، اینطور نیست که اگر من و خانوادهام مخالف موسیقی هستیم یا به نفعمان است که مخالف موسیقی باشیم فقط موسیقی در این خانوادههای این دوستان و مسئولین خلاصه نمیشود و ملتی پشت آن است و این ملیت هویت و عشق و ایمانش است. در همین خراسان، موسیقی خراسان از نظر تاریخی و کیفیت جایگاه خیلی خاص دارد، این فقط این نیست که اگر از یک هنر یا هنرمندی جلوگیری کنید عدۀ کمی هستند، در واقع شما جلوی بخش بزرگی از ملت ایران ایستادید. عدهای هم داریم که ممکن است یک موقع در صف مخالفین موسیقی بایستند ولی قلباً اینطور نیستند و حالت مصلحتی یا تظاهر هم در این داستان هست.»

  • نگاه رهبر انقلاب به موسیقی نگاه والایی است

حسین علیزاده روز آخر سفرش همراه با «علی بوستان»، موسیقیدان و نوازنده سهتار، به بازدید از یکی از آموزشگاههای موسیقی و کانون موسیقی دانشگاه فردوسی اختصاص داد و ضمن افتتاح خانه گفتگو در این دانشگاه که برای گفتمانهای فرهنگی و هنری پیشبینی شده است، در جمع تعدادی از اساتید علوم انسانی دانشگاه فردوسی و دانشجویان کانون موسیقی سخن گفت: « این تضاد عجیبی است، ما در دانشگاه، در سطح عالی مملکت برای موسیقی جایگاه داریم؛ ولی وقتی کسی موسیقی تحصیل میکند در جامعه به او توهین میشود. توهین فقط در لغو کنسرت نیست؛ توهین ادبیاتی است که در برخی روزنامهها از زبان برخی افراد بازتاب داده میشود. بنده اگر قدرتش را داشتم باید از این وضع شکایت میکردم، چون این افراد موسیقی را در سطح فحشا مطرح میکنند، من معتقدم باید در سطوح عالی درباره این مسأله صحبت شود. رهبر انقلاب راهنمای این جامعه و راهنمای دنیای اسلام هستند، ایران در منطقه الگو است و درست نیست که چنین نگاهی به موسیقی در ایران وجود داشته باشد. من مطمئنم که نگاه رهبر انقلاب به موسیقی نگاه والایی است، چون ایشان اطلاعات موسیقیایی خوبی دارند.»

وی در پایان گفت: «من ۵۰ سال است که در موسیقی ایران فعالیت میکنم، باید ۵۰ سال دیگر صبر کرد تا کسانی مثل من، شجریان، ناظری و … متولد شوند، متاسفانه از پتانسیل ما استفاده نمیشود و به هیچ وجه در تصمیمات موسیقی کشور دخالتی نداریم. باید فرصتی ایجاد شود تا با مقامات عالی کشور گفتوگو کرد که یا ما آنان را قانع کنیم یا آنان مارا، تا سرانجام به راهکاری برسیم که به موسیقی که گفته میشود فاخر در شکل واقعیاش اتفاق بیفتد.»

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 3:35

سیمین غانم

سیمین غانم

ندا سیجانی: شاید اتفاق عجیبی است در سرزمینی که مرد و زن در حفظ و نگاهداری از فرهنگ و هنر عظیم آن تلاش میکنند، نگاه مردانه و زنانهای به موسیقی وجود داشته باشد. موسیقی، دنیای گستردهای دارد و از خرد و کلان، پیرو جوان هر که را که دلش لحظهای لرزید، به زمزمههای عاشقانه وا میدارد…

بانو سیمین غانم از میان هنرمندان زن معاصر، جایگاه ویژه ای بین مخاطبان موسیقی دارد؛او تمام مشکلاتی را که برای بانوان هنرمند سرزمینش وجود داشت پذیرفت و هیچگاه خاک وطنش را ترک نکرد و با وجود همه محدودیتهای اجرایی موسیقی بانوان در تهران و شهرستان، همچنان در صحنه میزبان علاقهمندان خود میشود. او بیش از پنج دهه است در حوزه موسیقی فعالیت میکند و با وجود این معتقد است تا زمانی که مردم بخواهند روی صحنه خواهد ماند. گفتوگو با این هنرمند را در ادامه میخوانید.

چه اتفاقی میافتد که یک ترانه، مثل «قلک چشات» آهنگ ماندگار نسلهای مختلف و حتی جوانان دهه ۷۰ و ۸۰ میشود به طوری که در محافل و دورهمیهایشان آن را بهطور کامل با همان نوا و موسیقی زمزمه میکنند؟

برای اجرای یک کار ارزشمند و ماندگار مثلثی را درنظر میگیریم که از سه ضلع مساوی چون آهنگساز، ترانهسرا و خواننده تشکیل شده است. هر یک از این اضلاع علاوه بر مهارت و توانایی کافی درکار خود میبایست همدلی و هماهنگی نیز داشته باشد تا کار جذابتر و ارزشمند به مخاطبان عرضه شود. علاوه براین موجهای مثبتی که در ترانه باقی میماند در ماندگاری آثار گذشته تأثیر بسزایی خواهد داشت. اما متأسفانه امروزه ساخت آثار موسیقی به این صورت شکل نمیگیرد. در واقع میتوان گفت فشارهای زندگی، پیشرفت تکنولوژی و بسیاری مسائل دیگر از ظرافتها و لطافتهای انسانی کاسته است، در نتیجه کار با ارزش و قابل توجه بسیار به ندرت شنیده میشود.

با وجود توانایی و ظرفیتها و همچنین تجربه شما چرا در اغلب کنسرتها به دنبال اجرای ترانههای گذشتگان مثل «مرد من»، «گل گلدون» و… هستید؟ به نظر میرسد شما در این زمینه محتاط عمل میکنید و مثل فیلمسازی که پس از ساختن یک فیلم خوب، از ساخت آثار بعدی به دلیل اشتباه و یا کیفیت پایین فیلمهای بعدی هراس دارد، شما هم به سراغ ترانههای جدید نمیروید که مبادا مورد اقبال واقع نشود و یا حتی کاری را تولید کنید که آثار گذشته تان را تحتالشعاع قرار دهد. آیا اینگونه نیست؟

خیر. من کاملاً با روحیه مخاطبانم آشنا هستم، به علاوه چندین کار تازه در کنسرتهایم اجرا کرده ام که شعر و ملودی آن از خودم بوده است که خدا را شکر بسیار مورد توجه قرار گرفت. بدون شک این توجه و قدردانی سبب شد برای عرضه بهتر آثارم بیشتر در کارهایم متمرکز باشم. مطمئن باشید.

من به غیر از پروردگارم از هیچ چیز واهمهای ندارم. اجرای کارهای قدیمی در کنسرتهایم به این دلیل است که مخاطبینم بشدت به آنها علاقهمندند بنابراین من هم باید نظر آنها را تأمین کنم. در واقع اگر در کنسرت هایم یکی از این چند ترانه ماندگار را جا بگذارم یا به فراخور کمبود وقت از اجرای آن صرفنظر کنم، بشدت مورد انتقاد قرار میگیرم و حتی شاکی خواهند شد و به هر شکل به من پیغام میرسانند و گلهمند میشوند که مثلاً چرا ترانه «مرد من را» اجرا نکرده ام. این ماجرا یکی دو بار پیش آمده و من دیگر نمیخواهم این اتفاق تکرار شود و دوست دارم مخاطبانم در نهایت رضایت و خوشحالی سالن را ترک کنند. به علاوه سعی میکنم از پتانسیلهایی که در خود سراغ دارم، استفاده کنم و کنسرتها را متنوع و پرشور به پایان برسانم و خدا را شکر تا به امروز اینگونه بوده است.

آیا محدودیت هایی که برای موسیقی بانوان بهوجود آمد در این باره تأثیرگذار بوده؟منظورم عدم همکاری سه ضلع ترانه سرا، آهنگساز و خواننده است؟

می توان گفت زمان به شکل عجیبی تغییر کرده زندگیها به مانند گذشته نیست، دیگر کمتر میتوان یک جمع منسجم و همدل را با آسودگی خاطر و تمرکز کافی گرد هم آورد. شاید این اتفاقات به دلیل فشارهای زندگی، استرسهای معمول، زیاده طلبیها و…باشد البته ناگفته نماند محدودیتها هم در این زمینه بیتأثیر نبوده است.

چرا دیگر ترانهها چندان ماندگار نیستند و اگر هم ترانهای گل کند تاریخ انقضای کوتاهمدتی دارد؟

همانطور که پیش از این اشاره کردم موقعیت و زمان نسبت به گذشته بسیارتغییر کرده است، بخصوص پیشرفت تکنولوژی و مشکلات مادی دلآرامی و آسودگی خاطر را از مردم گرفته است. بنابراین با وجود این مشکلات دورهمیها روز به روز کمتر و گوش سپردن به ترانههای ناب و دلنشین نیز کم رنگ و کم رنگ تر شد. در واقع با تغییر سلیقهها کارهای ارزشمند نیز کمتر و کمتر شد. بنابراین، همه این مسائل اثرگذار است، آیا اینطور نیست؟

بسیاری ازخوانندگان دوران گذشته که آثار ماندگاری هم برجای گذاشتهاند بعد از مدتی تصمیم گرفتهاند باردیگر به صحنه موسیقی بازگردند البته با آثار جدیدی چون انتشار آلبوم و یا اجرای کنسرت در ایران و یا خارج از ایران؛ اما تعدادی از این هنرمندان در انتخاب این مسیر موفق عمل نکردهاند. به نظر شما نقطه اوج و خداحافظی این هنرمندان چه زمانی است ؟ آیا بهتر نیست پیش از قضاوت مخاطبانشان و با همان آثار گذشته از صحنه موسیقی خارج شوند؟

به گمانم هنر نه مرد میشناسد و نه سن و سال، بلکه این مردم هستند که به هنرمند بها میدهند و سبب شکوفایی هنرش میشوند البته پول و تبلیغات در این زمینه بخصوص در این دوران بسیار کار ساز بوده اما بازهم این مردم هستند که پذیرای هنرمند هستند، به او عشق میورزند و او را ساپورت میکنند بنابراین تا زمانی که مردم بخواهند هنرمند در صحنه باقی خواهد ماند. ناگفته نماند هنرمند باید سنجیده و عاقلانه قدم بردارد و مراقب اعمال و رفتار خود باشد و با تشخیص درست و بموقع صحنه را ترک کند.

در بحث ورود به عرصه موسیقی و بخصوص خوانندگی با این نظر موافقید که همه میتوانند بخوانند اما همه نمیتوانند بمانند یا بر این باورید که همه نباید بخوانند و بحث ماندگاری ارتباط مستقیم با همین فیلتر دارد؟

بهتر است به سؤال شما اینگونه پاسخ بدهم. ورود به عالم هنر خوانندگی کار آسانی نیست، البته من این روزها اطلاعات کافی در این زمینه ندارم که چگونه هنرجویان مراحل را طی میکنند ولی تردیدی ندارم که باید صدای قابل توجه و قابل عرضهای داشته باشند و مراحل آموزشی را طی کنند، اطلاعات کافی را در زمینه موسیقی و شعر کسب کنند، آن زمان با پشتکار ورعایت بسیاری از مسائل چون پرهیز از اشعار مبتذل و اجراهای بیکیفیت به موفقیت خواهند رسید. آنچه در واقع ماندگاری یک هنرمند را رقم میزند، علاوه بر کارهای ارزشمند و مثبت، اعمال و رفتار و کردار اوست که مجموعاً نمایانگر شخصیت او میشود.

به نکته بسیار خوبی اشاره کردید!متأسفانه چند سالی است ورود افراد عادی، بازیگر، ورزشکار و.. به عرصه موسیقی باز شده است درواقع این عرصه را جولانگاه یک تجربه در زندگی میدانند؟ به نظر شما این اتفاق خوبی در موسیقی است یا آنکه ورود به دنیای هنر نیاز به تجربه و آموزش دارد؟

خوشبختانه دامنه هنر بسیار وسیع است و خواستن توانستن است. در واقع میتوان گفت اگر این دوستان به صورت جدی طالب این هنر هستند با همه مشکلات زمینه این کار فراهم خواهد شد. چه اشکالی دارد یک هنرمند سینما یا تئاتر به هنر خوانندگی روی آورد؟ البته مشروط بر اینکه صدای دلنواز و قابل عرضهای داشته و تعلیمات و آموزش کافی دیده باشد.همچنین در خصوص اشعار اطلاعات کافی داشته باشد، آن وقت میتواند شانس خود را امتحان کند شاید موفقیت هایی کسب کند!

فضای کار برای شما بهعنوان یک بانوی خواننده در پس از انقلاب چگونه بود و الان چگونه است؟

خدا رو شکر از این جهت دشواری برایم وجود نداشت وبه یاری خداوند، صبورانه گذشت، چون تصمیم گرفته بودم در مملکت خودم و در کنار مردم خوبم بمانم. البته خوشحال هستم که فضای کار برای خانمها مناسب شد تا من هم بتوانم با اجرای کنسرتها مرهمی برای دلهای خسته باشم.

چقدر برروی این مسأله تعصب دارید که بانوان بیشتر وارد عرصه موسیقی شوند، کیفیت کار بانوان بر آقایان غالب شود و اگر از کار آهنگسازان و خوانندگان آقا تمجیدی شود از کار آهنگسازان و خوانندگان زن هم تمجید شود. اصولاً روی حضور و تثبیت خانمها بخصوص در عرصه موسیقی تعصب دارید؟

اگر بخواهم منصفانه قضاوت کنم، در عرصه هنر، مرد و زن برایم تفاوتی ندارد. هر فردی که استعداد و لیاقت و پشتکار بیشتری دارد باید زمینه کار برای او مساعدتر و راه آن هموارتر باشد. البته که در این عرصه آقایان پیشتاز هستند ولی امیدوارم برای خانمها هم موقعیت و فرصتهای بهتری ایجاد شود تا بتوانند با رعایت شرایط بدون دغدغه، هنرشان را عرضه کنند.

در حال حاضر اجرای ترانههای عاشقانه برای خوانندگان مرد امری عادی است آیا خانمهای خواننده با موانع و محدودیتهایی روبهرو هستند؟

در مورد ترانههای ما چنین اتفاقی نیفتاده است، به گمانم اشعاری که محکم بوده و پایهریزی درستی داشته اگر عاشقانه باشد یا پیامی به همراه داشته باشد با اجرای آن مخالفتی نخواهد شد. به عنوان مثال خود من به شخصه چند ترانه با ملودی عاشقانه ساختم که در اجرای آنها مشکلی پیش نیامد. حضرت حافظ در مورد عشق میفرماید: «طفیل عالم عشقند آدمی و پری / ارادتی بنما تا سعادتی ببری.»

حضور بانوان در عرصه موسیقی در جامعه تا چه حدی میتواند در رشد و ارتقای سطح موسیقی کشور مؤثر باشد؟

برای ارتقای موسیقی کشور فرقی ندارد بانوان باشند یا آقایان، به اعتقاد من انسان در هر کاری باید وجدان خودآگاه داشته و مسئولیتپذیر باشد. یک خواننده آنچه را که عرضه میکند و به گوشها میرساند، باید مثبت و تأثیرگذار باشد. اگر به اشعار بزرگان ما مانند مولانا و حافظ و دیگر بزرگان توجه کنید، مملو از تعلیمات عرفانی و پیام صلح و محبت راه و روش انسانیت است. حافظ میفرماید: «وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی / وگرنه هر آنکه تو بینی ستمگری داند.»

بنابراین ما نیز با تعلیم از بزرگان میتوانیم در رشد افکار عمومی تأثیرگذار باشیم.

سیمین غانم از جمله خوانندگانی بود که اگر به خارج از کشور میرفت احتمالاً میتوانست هم بیشتر از حالا دیده شود و هم ترانههایش شنیده شود چرا نرفت و مهاجرت نکرد؟

این سؤال همیشگی در مصاحبههای من است. بارها گفتهام که زندگی آرام و بیدغدغهام را با هیچ چیز و هیچ قیمتی معاوضه نمیکنم. نه دنبالهرو دیگران هستم، نه خودم را با کسی مقایسه میکنم. شخصیت مستقلی دارم با طرز فکر خاص خودم و اینکه اگر میرفتم چنین و چنان، هیچکدام مرا ارضا نمیکرد… فقط صادقانه میگویم خوشحالم از اینکه در وطنم و در کنار مردم خوبم زندگی میکنم…

و حرف آخر ! بانو سیمین غانم تا چه زمانی برای دوستدارانش میخواند؟

هنر ارمغان خداوند است و من با آنکه ارزش خاصی برای هنرم قائل هستم آن را در کنار زندگی ام قرار دادم چون به گمان من زندگی خانوادگی بر همه چیز ارجح است وهیچ عاملی نباید باعث تزلزل و از هم پاشیدگی آن شود.

من همیشه طالب زندگی سالم و آرام و بیدغدغه بودهام و تمرینهایم به صورت مداوم انجام میگرفته تا قدرت و اوج صدایم را حفظ کنم و تا زمانی که خداوند یاری ام دهد و مردم با اشتیاق مرا بپذیرند در صحنه خواهم ماند.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 18:41

khaneh-music-1_0نشست و دیدار ماهانه هنرمندان، علاقمندان و اعضای خانه موسیقی امروز – ۲۹ خردادماه- از ساعت ۱۸ در فرهنگسرای ارسباران برگزار میشود. در این نشست با توجه به مصادف شدن با ایام ماه مبارک رمضان، موسیقی ویژه رمضان توسط چند گروه محلی به اجرا در خواهد آمد.

طبق تفاهم نامه امضا شده بین حمیدرضا نوربخش (مدیرعامل خانه موسیقی) و محسن سلیمانی (مدیر فرهنگی هنری شهرداری منطقه ۳ و فرهنگسرای ارسباران) نشستهای ماهانه خانه موسیقی در آن فرهنگسرا برگزار خواهد شد.

با هدف پربار تر شدن نشست های خانه موسیقی و استفاده از سالن مجهز فرهنگسرای ارسباران برای اجرای گروه های متعدد موسیقی و همچنین گنجایش بیشتر علاقمندان حاصر در نشست ها، در روزهای شنبه آخر هر ماه و با همکاری هر دو طرف در سالن اصلی آن فرهنگسرا برگزار میگردد.

نشستهای ماهانه خانه موسیقی به طور مستمر از سال ۱۳۸۹ در یکشنبه های آخر هر ماه برگزار شده که با اجرای موسیقی در سبک های مختلف، اجرای پیشکسوتان موسیقی، معرفی استعداد های جوان، معرفی تازه های کتاب و آلبوم و موسیقی مناسبتی همراه بوده است

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 18:41

مراسم رونمایی آلبوم امیر آرتا

مراسم رونمایی آلبوم امیر آرتا

جمعه بیست و هشتم خرداد ماه، نشر چشمه واقع در شهرک غرب میزبان رونمایی و جشن امضای آلبوم «امیر آرتا» با نام «پرده پندار» بود.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، این مراسم با حضور میهمانانی همچون پدرام آزاد، حمیدرضا پگاه، کامران رسول زاده و گرشا رضایى برگزار شد. محمد موسریان در ابتدای این برنامه به خنیاگری پرداخت و در همراهی گیتاری که خودش می نواخت با اشعاری از حضرت مولانا و البته یکی از ترانه های خودش چند قطعه اجرا کرد.

در ادامه و با دعوت از میهمانان، هریک در خصوص آلبوم صحبتهایی مطرح کردند. کامران رسولزاده خواننده و ترانه سرای موسیقی ایران درباره آلبوم پرده پندار گفت: من این آلبوم را گوش دادم و احساس کردم همراه با یک فضای نوستالژیک است. هم صدا و هم ملودی نوستالژیک استن و خاطره دارد. انتخاب اشعار برایم جلب توجه کرد. اسم فروغ فرخزاد در آن اتفاق خیلی خوبی از نطر من است.

او در ادامه به معضلات ترانه امروز هم اشاره کرد و گفت: این مسئله باید آسیب شناسی شود. ترانه بار سنگینی را در مسائل عاظفی و اجتماعی به دوش خود می کشد و از این جهت که طبق تعاریف ترانه با ملودی معنا پیدا می کند، معمولا به راحتی ملودی ها به خلوت مخاطبان راه پیدا می کنند و گاهی جزو فرهنگ شخصی و عمومی جوامع می شود. ترانه در طول تاریخ توانسته حتی تاثیر گذاری در حد جنبش های بشری داشته باشد. ترانه هایی که نگاه درست اجتماعی داردن خیلی توانسته اند به فرهنگ کمک کنند و این چیزی است که کمتر می شنویم.

رسول زاده با بیان اینکه در سال های اخیر از طریق فضای مجازی تقریبا روزی نیست که ترانه جدیدی نشنویم افزود: پرداختن به آثار درخشان شعر معاصر جسارتی می خواست که امیر آرتا در آلبوم «پرده پندار» انجامش داده است. به طور کلی باید بگویم درست است که تولید کنندگان موسیقی مجبوراند بر اساس نیازهای بازار موسیقی حرکت کنند اما من به عنوان کسی که دست اندرکار موسیقی هستم و در حوزه ترانه هم سعی کردم قدم بردارم می خواهم از جامعه مخاطبان موسیقی خواهش کنم مراقب گوششان باشند. ما هنرمندان ارزشمندى داریم که عمرشان را پاى هنر میگذراند اما شنیده نمیشوند. من احساس مىکنم ما این روزها نیاز به دوره ى بازگشت ترانهاى داریم.

او در ادامه با مقایسه هنر سطحی و هنر ریشه دار افزود: ما می توانیم با دسته بندی چیزهایی که گوش می دهیم قدری فضای ایجاد شده را کنترل کنیم. بعضی از هنرندان در این بین کمتر شنیده می شوند و برخی ها هم بعد از اتمام حیات هنری خودشان نشیده می شوند. نباید فقط به آنچه فضاهای مجازی در اختیارمان قرار می دهند بسنده کنیم.

در مورد امیر آرتا باید بگویم او صدای گرم و خاطره انگیز دارد. ترگیبی از چند صدای خاطره انگیز. ملودی ها را خیلی دوست داشتم. فضاهای خیلی ساده را انتخاب کرده. البته یک جاهایی هم ریسک کرده و خواسته فضاهایی با تمپو بالا را تجربه کند که بی تعارف من این بخش را نپسندیدم اما در بقیه قطعات با او ارتباط بر قرار کند. احساس می کنم همانطور که در یک بازه زمانی دوره بازگشت ادبی را تجربه کرده ایم در حال حاضر هم احتیاج به یک دوره بازگشت در ترانه داریم.

سپس گرشا رضایى نیز برای لحظاتی پشت تریبون رفت و گفت: ما فقط یاد گرفتیم غر بزنیم! شاید در یکى دو دهه گذشته شرایط موسیقى ما خوب نبود؛ الان خیلى از موزیسینها از نظر مالى اوضاع خوبی دارند ولى وضع موزیک همچنان همان است، اینکه میگویند مجوز نمیدهند هم دیگر درست نیست و بهانه است، چرا که ما خودمان نمیخواهیم کار خوب و ریشهدار تولید کنیم.

در انتها نیز امیر آرتا به صحبت کوتاهی در خصوص آلبومش پرداخت و گفت: امشب از زیباترین شبهاى زندگى من است، خیلى از دوستان و حامیان من اینجا حاضرند. من مدت ها ممنوعالکار بودم و در این مدت شرایط سختى داشتم، اما از انرژى که از این دوستان گرفتم توانستم ادامه دهم.

او در بخشی از سخنانش به برخوردهای نامناسبی که برخی از مراکز فرهنگی با او و آلبوم داشته اند هم اشاره کرد و گفت: برخوردی که در برخی مراکز دیدم برخورد کاسب کارانه عجیبی بود. کسی که کار فرهنگی می کند نباید مکان فرهنگی که در اختیار دارد را به صورت ساعتی اجاره دهد. نشر چشمه اما برخورد خوب و عجیبی انجام داد. من از مدیریت نشر چشمه که این خاطره خوب را ایجاد کردند متشکرم. کارشان جای تایید و تعریف دارد. باید این انتشارات را ارج بگذاریم تا متمایز شود از جاهایی که به غیر از این عمل می کنند.

امیر آرتا همچنین در انتها با همراهی مازیار شهسوارى به اجرای زنده برخی از قطعات آلبومش پرداخت و پایان مراسم نیز با جشن امضای آلبوم همراه شد.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 17:27

۶d5bf4e07eae718f41e887df8cb394f7_L«احسان خواجهامیری» تیر ماه امسال در تهران به روی صحنه خواهد رفت.

احسان خواجهامیری که قرار است برای برگزاری تور کنسرتهای خود راهی امریکا و کانادا شود، پیش از برگزاری این تور برای دو شب در تهران کنسرت خود را برگزار میکند.

خواجهامیری همچنین در این کنسرت برای نخستین بار به اجرای قطعاتی از آلبوم جدید خود خواهد پرداخت که این روزها مراحل ضبط و تهیه را پشت سر میگذارد؛ وی همچنین از اتفاقات و سوپرایزی ویژه نیز برای این اجرا خبر داد.

گفتنی است کنسرت احسان خواجهامیری ۱۷ و ۱۸ تیر ماه در سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی برگزار میشود.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 17:27

ac3c82d798b804f58491d821c475780a_L«مازیار فلاحی» خوانندهی مطرح موسیقی پاپ، سوم مرداد در سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی تهران به روی صحنه میرود.

فلاحی که آخرین کنسرت خود را در ایام نوروز در تهران برگزار کرده بود، در این مدت به برگزای کنسرتهای شهرستان خود پرداخت که در موج لغو کنسرتهای اخیر، تعویق در نهایت لغو کنسرتش در یزد با حواشی متعددی همراه بود. همچنین شنیده میشد این خواننده در تدارک برگزاری کنسرت در ایام ماه رمضان است که به نظر میرسد شرایط برگزاری این اجرا مهیا نبوده است.

خوانندهی قلب یخی در کنسرت مرداد ماه خود به اجرای قطعاتی از سه آلبوم منتشر شدهی خود میپردازد و همچنین تکآهنگهای جدید خود را نیز در این کنسرت اجرا میکند.

گفتنی است کنسرت مازیار فلاحی، سوم مرداد ماه به همت شرکت «آوای فروهر» برگزار و بلیتفروشی آن به زودی آغاز میشود.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 17:27

Hossein Paia - Ahooraeiکنسرت «اهورایی» با آهنگسازی و نوازندگی «حسین پرنیا» و با هدف انتقال انرژی مثبت با خوانندگی «سروش مظفری» طی ۳۱ تیر ۱۳۹۵ در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار خواهد شد.

حسین پرنیا -آهنگساز و نوازنده با سابقه موسیقی سنتی- درباره این کنسرت گفت: «در شرایط فعلی که برخی دستگاهها که هیچ ربطی به فرهنگ و هنر ندارند در برگزاری برنامههای موسیقی دخالت میکنند، تصمیم داشتم مدتی به هیچ عنوان کنسرتی برگزار نکنم. اما به دلیل تعهدی که از قبل نسبت به آقای فلاحپور برای برگزاری این برنامه داشتم، این کنسرت را برگزار خواهیم کرد.»

پرنیا درباره انتخاب «سروش مظفری» به عنوان خواننده این کنسرت گفت: «متاسفانه این روزها کنسرتها و صداها تکراری شدهاند. از این رو بر آن شدم که خوانندهای با جنس صدایی متفاوت انتخاب کنم. به نظرم صدای سروش مظفری خاص و جذاب است و میتواند جوان خوشآتیهای باشد. این اولین همکاری من با ایشان است و امیدوارم در آینده در قالب اجرای زنده و ضبط آلبوم همکاری موفقی داشته باشیم.»

حسین پرنیا درباره انتخاب نام «اهورایی» برای این کنسرت اظهار کرد: «حس میکنم موسیقیها مقداری جنجالی شدهاند و وجود آرامش و لطافتی که باید با موسیقی همراه باشد را کمتر حس میکنیم. عده قابل توجهی از مخاطبین به این نیاز دارند که در زمان حضور در سالن کنسرت به آرامش روحی دست پیدا کنند. بر این اساس روی آوازها، تصانیف و قطعات سازی که این ویژگی را داشتهاند کار کردهایم. من این روزها روی آثاری که انرژی مثبت دارند کار میکنم و به دنبال ایجاد فضاهای آرامشبخشی در موسیقی هستم که مخاطب را از جنجالهای روزمره دور کند.»

این آهنگساز و نوازنده همچنین از برنامهریزی برای کنسرتهای سلسلهوار آینده خبر داد که در زمان مناسب درباره آن اطلاعرسانی خواهد شد.

در کنسرت اهورایی منوچهر باستان سیر (قیچک باس)، بهمن فریادرس (کمانچه)، حسن مکانیکی (نی)، صائ کاکاوند و ساسان بازگیر (تار)، میلاد مرادی (آلتو)، امین حیدری (عود)، حامد ناجی (رباب)، صالحه زهره وند (چنگ)، حنانه سعیدی (قانون)، پژمان پرنیا (تنبک، بندیر و دایره) و آیدا امیری (دف) در کنار حسین پرنیا (آهنگساز و نوزانده سنتور) و سروش مظفری (خواننده) هنرنمایی خواهند کرد. «مجید فلاحپور» مدیریت گروه را بر عهده دارد و «بهروز داداشی» و «امین حدادی» تهیهکنندگان آن هستند. بلیت فروشی برای این کنسرت از طریق سایت ایران کنسرت در حال انجام است.

حسین پرنیا در سالهای گذشته با چهرههایی چون زندهیاد ایرج بسطامی، شهرام ناظری، علیرضا افتخاری، علی جهاندار، علی رستمیان و… همکاری کرده است.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 15:55

صفحه بندی